هنوز هیچ نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر خود را به اشتراک میگذارید!
آخرین پستها
K1 in USA
۴ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۸
📷 Photo
به یاد کودکان مظلوم میناب 💔
صد چهرهی کوچک، صد لبخند نیمهتمام، صد رؤیایی که هرگز به صبح نرسید. کودکانی که باید امروز در کوچههای میناب میدویدند، کیف مدرسهشان را زمین میگذاشتند و از مادرشان لقمه میگرفتند؛ اما حالا قاب شدهاند، در سکوت، میان شمعها و گلهای مریم.
ما اینجا در دانشگاهی که شهید مصطفی چمران به بالاترین مدارج علمی رسیده جمع شدهایم تا نامهایشان فراموش نشود. تا بدانند آنسوی دنیا، دلهایی هست که برایشان میتپد. تا فریاد بزنیم که این چهرهها، شماره نیستند؛ هر کدام یک دنیا بودند.
ای کودکان میناب،
خوابتان آرام،
نزد خدای مهربان.
📍 دانشگاه برکلی
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
1,960
71
0
K1 in USA
۴ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۸
📷 Photo
مردی سر چهارراه ایستاده و از رهگذرها برای هزینهی کفن و دفن مادرش کمک میخواد.
یه صحنهای که شاید بارها از کنارش رد بشی و نبینی، ولی وقتی میبینیش یادت نمیره…
متن روی تابلو:
«کمکهای مالی برای مراسم تدفین
لطفاً کمک کنید مادرم رو به خاک بسپارم
روحش شاد — ساندرا ویلیامز
زندگی کردن یه دل میخواد، بخشیدن هم یه دل میخواد ❤️
ونمو، کشاپ و زِل دارم»
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
2,580
27
K1 in USA
۴ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۸
📷 Photo
به یاد کودکان مظلوم میناب 💔
📍 دانشگاه استنفورد
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
2,160
61
K1 in USA
۴ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۸
📷 Photo
در برابر تهاجم وحشیانه و جنایتکارانه، جای هیچ تردیدی نیست…
با تمام وجود در کنار وطنمان ایستادهایم و خواهیم ایستاد✌
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
3,120
155
K1 in USA
۴ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۸
📷 Photo
در حال اومدن به ایران بودیم که تو پرواز فهمیدیم جنگ شده
خدا همهی هموطنان رو در پناه امن خودش نگه داره 🤲🏻
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
4,240
49
K1 in USA
۴ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۸
📷 Photo
تجمع علیه جنگ با ایران
شنبه ۷ مارس، سنفرانسیسکو
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
3,800
67
K1 in USA
۴ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۸
از ۱۸ دی تا ۲۲ بهمن
https://t.me/K1inUSAMultiMedia 🤓▫️▫️▫️🇮🇷🇺🇸
اخباری که دیشب از ایران آمده، حاکی از آن است که جمع زیادی از مردم در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ندای الله اکبر سر دادهاند. البته در برخی مناطق، شعارهای ضد نظامِ مخالفین نیز سر داده شده است.
امروز راهپیمایی ۲۲ بهمن در شهرهای متعدد کشور حتی شهرهای کوچک انجام شد که در بسیاری، جمعیت زیادی به خیابان آمدند.
هر عقیدهای داشته باشیم، از حزباللهی طرفدار نظام گرفته تا منتقد بیطرف تا منتها الیهِ برانداز، همهی ما ایرانیان در داخل و خارج کشور بایستی در یک فکت با هم به تفاهم برسیم: هیچکدام از این گروهها و تفکرات، ناچیز و قابل حذف شدن نیستند!
براندازها و مخالفین قبول کنند جمعیت طرفداران نظام کم و قابل چشمپوشی نیست و با وجود تمام مشکلات کشور، چند ده میلیون نفر حاضرند برای نظام هزینهای تا سر حد جان بدهند، حزباللهیها هم قبول کنند جمعیت مخالفین نظام زیاد است و اینکه مخالفین به دلایل روشن راهپیماییهای معمول و دورهای ندارند، به معنای کم بودنشان نیست.
وقتی این فکتها را قبول کردیم، تازه به مرحلهی بعد میرسیم که پذیرش یکدیگر و گفتگو با هم در عین مخالفت فکری و عقیدتی است، بلکه روزنهای باز شود و اتفاقات تلخ و سیاهی مثل ۱۸ و ۱۹ دی تکرار نشود.
نه ثبوت کشور و حاکمیت بر وضعیت فعلی مناسب است و نه براندازی پر خطر با احتمال بالای جنگ داخلی و تجزیهی سرزمینی.
حالت مناسب که بیشترین منافع و کمترین هزینهها را دارد، پذیرش و اجرای اصلاحات اساسی توسط همین نظام مستقر است، به شکلی که خواستههای معقول مخالفین تامین شود و فرآیندهای کشور اصلاح شوند، بلکه دریچهی امیدی به سمت حل بحرانها گشوده شود.
امید که کشورمان از بلاها، بحرانها و ناکارآمدیهای داخلی و دخالتهای خارجی مصون و ایمن بماند و مردم نجیب ایران به آنچه از رفاه مادی و آرامش معنوی که حقشان است برسند…
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
K1 in USA
۴ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۸
🎥 Video
درس عبرت: تفریط، عاقبتِ افراط #کیوان_ابراهیمی 🤓▫️▫️▫️🇮🇷🇺🇸 یکی از جاهایی که خیلی خدا رو شکر میکنم: این بابا خیلی سعی کرد با آویزون شدن به تریبون بیبیسی فارسی و ایران اینترنشنال با چاشنیِ ژستِ دفاع از نظام، انقلابیها رو گول بزنه، اما همان موقع گفتم مثل…
6,530
61
K1 in USA
۴ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۸
📷 Photo
خبر بد: لو رفتم 🥲😅 تقریباً تمام اطلاعاتی که داده غلطه، میومد از خودم میپرسید بهتر راهنماییش میکردم 😁 مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸 @K1inUSA
7,030
99
K1 in USA
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۸:۳۲
📷 Photo
خبر بد: لو رفتم 🥲😅
تقریباً تمام اطلاعاتی که داده غلطه، میومد از خودم میپرسید بهتر راهنماییش میکردم 😁
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
6,600
110
K1 in USA
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۸:۳۲
اگر راهی برای تماس با خانواده در ایران سراغ دارید لطفاً پیام بذارید، اینبار حتی تماس تلفنی هم امکانپذیر نیست…
#موقت
5,480
19
0
K1 in USA
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۸:۳۲
https://t.me/K1inUSAMultiMediahttps://www.instagram.com/p/DTgNh_Clapm/?igsh=NTc4MTIwNjQ2YQ==
وقتی مدرسه بودیم و توی کلاس تاریخ از «دورانها» حرف میزدیم، قضاوت کردن ساده بود.
از دور، همهچیز واضح به نظر میرسید: چه کسی درست دید، چه کسی اشتباه کرد، چه تصمیمی شجاعانه بود، کدام انتخاب ترسناک و کدام انتخاب نابخشودنی. حتی گاهی تعجب میکردیم که «چطور نفهمیدن؟ چطور این مسیر رو رفتن؟»
اما حالا که بزرگ شدهایم…
حالا که خودمان وسط یک روزگار مبهم ایستادهایم، میفهمیم چقدر سخت است انتخاب کردن وقتی مه، همهچیز را پوشانده.
وقتی بیخبری به آدم تحمیل میشود.
وقتی آینده، نه فقط «سال بعد»، که حتی «ساعت بعد» هم قابل پیشبینی نیست.
در این روزهای ایران، نگرانی فقط یک حس نیست؛ یک وضعیت است.
و من راستش را بخواهید، به آدمهایی غبطه میخورم که یقین دارند.
کسانی که با اطمینان میگویند: «این انتخاب درست است.»
من اما صادقانه دستم را بالا میبرم و میگویم: در این روزها، گاهی از ندانستن فلج میشوم.
از اینکه نمیدانم چه انتخابی هم درست است، هم انسانی، هم قابل دفاع برای فردای خودم.
آیا روزی که عقبتر بایستم و به امروز نگاه کنم، میتوانم از تصمیمم دفاع کنم؟
یا من هم یکی از همان آدمهایی میشوم که نسلهای بعد، با قطعیت دربارهشان حکم میدهند بدون اینکه این حجم ابهام را لمس کرده باشند؟
تلخترش این است که انگار برای «تردید» هم جا نمانده.
برای مکث، برای پرسیدن، برای گفتنِ «نمیدانم»…
فضا طوری شده که اگر در یک سمت نایستی، حتماً متهم میشوی که «جایی نایستادهای.»
در حالی که حقیقتِ من این است: من در ابهام غرقم.
و بدنم گاهی از شدت فشارِ انتخاب، از کار میافتد.
نه از بیتفاوتی… از سنگینیِ مسئولیت.
از طرفی دور بودن از ایران هم یک لایهی دیگر اضافه میکند:
حسِ ناتوانی. حسِ اینکه «کاری از دستم برنمیآید»…
در حالی که خودم و دیگران از من انتظار حرکت دارند.
و با این همه، چیزی که این روزها بیشتر از هر چیز به آن نیاز دارم این است: شنیدن و شنیده شدن.
همدلیِ بیشتر برای اینکه آدمها قبل از انتخاب کردن، جایی داشته باشند برای حرف زدن. برای فهمیده شدن.
شاید اگر قرار است انتخاب کنیم حتی اگر اشتباه باشد، لااقل انتخابی باشد که از دل گفتوگو بیرون آمده، نه از دل تنهایی و فشار.
چون خطای جمعی، کمتر از خطای فردی لهمان میکند؛ و گفتوگو، شاید تنها راهی باشد که ما را از فلج شدن بیرون بکشد.
اگر تو هم بین یقین و تردید گیر کردهای…
اگر تو هم گاهی از شدت ابهام خستهای…
بیایید حرف بزنیم.
بیایید قبل از هر قضاوتی، همدیگر را بشنویم.
🕊️ شما این روزها کجای این ابهام ایستادهاید؟
پینوشت: کامنتها باز است…
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
K1 in USA
۲۴ فروردین ۱۴۰۵، ۲۱:۱۰
pinned «کمی راجع به خط سفید #کیوان_ابراهیمی 🤓▫️▫️▫️🇮🇷🇺🇸 از جمله توجیهاتی که سر قضیهی سیمکارت سفید انجام شد این بود که حالا امتیاز خاصی هم نیست و اینا صرفاً ۲۰۰ تومن هزینهی ماهیانهی ویپیان رو نمیدادن! یه نفر خیلی باید پرت باشه که چنین چیزی رو بگه یا باور کنه!…»
0
0
0
K1 in USA
۲۴ فروردین ۱۴۰۵، ۲۱:۱۰
🎥 Video
شب شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
#کیوان_ابراهیمی 🤓▫️▫️▫️🇮🇷🇺🇸
هیات محامی
مرکز اسلامی صبا
بیاریا، شمال کلفرنیا
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
7,040
78
K1 in USA
۲۴ فروردین ۱۴۰۵، ۲۱:۱۰
کمی راجع به خط سفید
https://t.me/K1inUSA2 🤓▫️▫️▫️🇮🇷🇺🇸
از جمله توجیهاتی که سر قضیهی سیمکارت سفید انجام شد این بود که حالا امتیاز خاصی هم نیست و اینا صرفاً ۲۰۰ تومن هزینهی ماهیانهی ویپیان رو نمیدادن! یه نفر خیلی باید پرت باشه که چنین چیزی رو بگه یا باور کنه!
مایی که خارج کشور هستیم هم میدونیم که مزیت سیمکارت سفید خلاصه در صرفهجویی مالی نمیشه، بلکه با فیلترینگ:
- دهها ساعت وقت ملت برای خاموش و روشن کردن و منتظر موندن برای اتصال فیلترشکن هدر میره
- وقتی سال گذشته اومدم ایران متوجه شدم ویپیان به شدت باتری میخوره و وقتی روشن باشه، باتری موبایلم حداقل ۲۰ درصد کمتر شارژ میده
- ویپیان باعث کاهش سرعت و افزایش پینگ میشه، همین یک قلم عامل تلف شدن دهها ساعت اتلاف وقت برای یک کاربر پر مصرف در ماه میشه!
سیمکارت سفید علاوه بر منافع بالا، یه تریپ خود خفنپنداری و خود برتربینی هم بهشون میداده که ما الیت جامعه و جزو خواص هستیم...
بگذریم از اون هفتههایی که در آبان ۹۸ و پاییز ۱۴۰۱ و خرداد ۱۴۰۴ نت همه قطع بود و ما که خارج کشور هستیم به هر چیزی متوسل شدیم تا خبری از خانوادهمون بگیریم، اما دوستان با خیال راحت وصل بودن و صفا میکردن!
باورم نمیشه وقتی اومدم ایران و از وضعیت نت شاکی بودم، اینو برا جمعی دوستانه تعریف کردم که اکثرشون مجهز به خط سفید بودن و مثل چی سر تکون دادن، اما از یک نفرشون صدا درنیومد که ماها این مرحله رو آنلاک کردیم!! این عدم افشای سر و رازداریشون از همه چیز بیشتر اذیتکننده بود!
توی یه گروه بودم فکر میکردم بچههای صاف و صادقی هستن و بحث میکردیم. دیدم اونایی که زیادی همه چیز رو توجیه میکردن، از دم خط سفیدن. این پیام رو گذاشتم و اومدم بیرون:
«بح بح
آقا عجب بزم و بساطی بپا بوده زیر پوست گروه
در این حدش رو فکر نمیکردم
پارسال، بعد از ۹ سال که میخواستم برگردم کشورم، چند نوع مختلف پولی و غیر پولی VPN ریختم تا به مشکل نخورم
پرواز دبی به تهرانم با خانواده فرق داشت و دیرتر، تنها رسیدم فرودگاه امام
وقتی به وایفای فرودگاه وصل شدم، از همه جا قطع شدم
با استیصال ویپیانها رو عوض میکردم بلکه یکیشون کار کنه
اما هیچکدوم جواب نمیداد
نیم ساعت سرگردان بودم و با هیچ کسی نمیتونستم ارتباط بگیرم
تا اینکه بچهها رو اتفاقی در گوشهای از فرودگاه دیدم
این شروع معضلات بود، بگذریم از مشقتهایی که برا چهارتا جلسهی آنلاین کشیدم و دوبله سوبله پول اینترنت و ویپیان دادم اما مدام با بدبختی به یه جلسه وصل میشدم
پس اکثر بچههایی که این مدت با هم بحث میکردیم و فکر میکردم صادقانه دارن از عقایدشون دفاع میکنن آلوده به رانت بودن، البته فکر میکنم این انگشت کوچیکهش باشه!
عَنْ أَميرِالمُؤْمِنين عليه السلام: اَلْعامِلُ بِالْظُلْمِ وَ الرّاضى بِه ِ وَ المْعُينُ عَلَيْه ِ شُـرَكاءُ ثـَلاثـَةٌ
على عليه السلام فرمود: كسى كه ظلم مىكند و كسى كه راضى به ظلم كردن باشد و كسى كه كمک به ظالم مىكند، هر سه شركاء ظلم محسوب مىشوند.
همه رو یک کاسه نمیکنم اما حیف وقتی که تو این گروه پای اثبات بدیهیات تلف شد»
کلام آخر: آیا فکر میکنید این رسوایی باعث میشه عاملین و مسببین ماجرا به خودشون بیان و متنبه بشن؟ کور خوندید! الآن در فکر این هستن که چطور با چیدن یک سری ملاحظات فنی جدید، خط سفید رو غیر قابل تشخیص کنن و قویتر به این سیاست تبعیضآمیز و رانتهای بزرگترشون ادامه بدن!
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
K1 in USA
۲۴ فروردین ۱۴۰۵، ۲۱:۱۰
غزه، مذهبیهای ساکن امریکا، عذاب وجدان و بازی ملامت
https://t.me/K1inUSAMultiMedia 🤓▫️▫️▫️🇮🇷🇺🇸
بخش ۲ از ۲
بچههای مذهبیِ ساکنِ امریکا نه به ترامپ رأی دادهاند و نه با سیاستهای او موافقاند؛ خودِ اینها—مثل بسیاری از مهاجران—از سیاستهای داخلیِ آن دولت بیشترین آسیبها را دیدهاند و با سیاستهای خارجیاش هم مخالفاند. پس نسبتدادنِ نتایجِ آن سیاستها به «کار و مالیاتِ اینها» هم بیانصافی است و هم خطای تحلیلی.
انتقاد اگر میخواهد اخلاقی و اثربخش باشد، باید جهتِ درست داشته باشد. اینکه «همهچیز را به همهچیز» ربط بدهیم و اسمش را «طرحِ پرسشِ انتقادی» بگذاریم، دقیق نیست. اگر قصدِ انتقاد دارید، پرسشهای درستتری وجود دارد:
• چرا حضورِ ایرانیها در اعتراضاتِ ضدجنگ و حمایت از فلسطین کم است؟
• چرا خیلی از بچههای مذهبیِ ساکنِ امریکا درصدی—حتی کوچک—از درآمدشان را صرفِ ردّ مظالم و کمک به مردمِ غزه از مسیرهای مشروع و قانونیِ موجود نمیکنند؟
• چرا آنهایی که در گوگل/مایکروسافت/متا کار میکنند، نسبت به پروژههای شرکتشان در اسرائیل و هرگونه همراستایی با ارتشِ اسرائیل اعتراضِ مؤثر نمیکنند؟
• چرا حاکمیتِ جمهوری اسلامی نتوانسته همین بچههای مذهبی را به کشور برگرداند و بسیاری از برگشتهها را هم پشیمان کرده است؟
• چرا با رویههای غلط، نخبگانِ داخل را هم فراری میدهد تا آرزوی بسیاریشان رفتن به همین امریکایی باشد که به اسرائیل موشک میدهد؟
• و بسیاری نقدهای بهجایِ دیگر—البته همراه با انصاف و مسئولیتپذیری.
«ردّ مظالم» تکلیفِ شرعیِ بازگرداندنِ حقوقِ ضایعشده یا جبرانِ احتمالیِ تضییعِ حقوقِ دیگران است. این، نه جایگزینِ مالیاتِ قانونی است و نه مجوزِ سستی در وظایفِ مدنی؛ بلکه تعهدِ اخلاقیِ مضاعف است برای سبککردنِ بارِ حقالناس بر گردنِ فرد. وقتی بخشی—حتی کوچک—از درآمدِ حلالِ خود را با نیتِ ردّ مظالم یا صدقات و کفارات به نیازمندان و آسیبدیدگان (از جمله مردمِ غزه از مسیرهای مشروع و شفاف) میرسانیم، عملاً اعلام میکنیم: «من علاوه بر انجامِ تکالیفِ قانونی، سهمِ مسئولیتِ اخلاقیام را هم ادا میکنم.» اگر دغدغهی شما «اخلاق و اثر» است، تمرکز بر افزایشِ مشارکت در ردّ مظالم و کنشهای شفاف نسبت مستقیم با همان دغدغه دارد و از قضا مسیرِ منصفانهتری برای نقد است.
علاوه بر این، اینکه عذابِ وجدانی که شاید خودتان دارید را به دیگران نسبت بدهید، خطاست. اینکه متاسفانه «محورِ مقاومت» (تا بدینجا) شکست خورده و با وضعیتهای ناراحتکنندهای در ایران، سوریه، لبنان و غزه روبهرو هستیم، تقصیرِ بچههای مذهبیِ ساکنِ امریکا نیست. اینکه بخش بزرگی از جامعهی ایران چندپاره، خسته و بریده از ارزشها شده و یک تجمعِ بزرگ و مؤثر شبیه یمن در حمایت از فلسطین شکل نگرفته هم تقصیرِ ما—بچههای مذهبیِ خارج—نیست. اگر شما نسبت به جبههی داخلیِ ایران—بیعدالتیها، کمکاریها، ناکارآمدیها و نابخردیهایی که هر روز کنارِ گوشتان رخ میدهد و بر زندگیِ ۸۵ میلیون نفر هموطن اثر میگذارد—حرف اثرگذاری نمیزنید، منطقی نیست که یکدفعه بروید سراغِ «حقوق و مالیاتِ ایرانیهای مذهبیِ ساکنِ امریکا!».
اصلِ ماجرا «مسئولیت» است: مسئولیتِ تکتکِ انسانها برای ایستادن مقابلِ ظلم.
مردمِ امریکا—بیش از هر جامعهی دیگری—وظیفه دارند سازوکارهای سیاسی و مدنی را برای توقف حمایت از جنایت و دفاع از زندگیِ بیگناهان به کار بگیرند، از طریق: رأی، مطالبهگریِ شفاف، فشار برای شرطگذاریِ حقوقبشری بر هرگونه کمک، افشاگری اخلاقی در محیطهای کاری، و کنشهای مدنیِ مسالمتآمیز.
بهجای شماتت، اینها کارهای عملی و نتیجهمحورند:
• حمایتِ بشردوستانهی مستقیم از نهادهای معتبر و شفاف که در غزه خدمات پزشکی و امدادی و غذایی ارائه میکنند.
• کنشِ مدنیِ قانونمند: مکاتبه و مطالبهگری از نمایندگان، پیگیری شفافیتِ تخصیصها، فشار برای شرطگذاریِ حقوقبشری بر کمکها.
• ائتلافسازیِ اخلاقی: اتصالِ دیندارانِ معترض به جنگ با گروههای صلحطلب برای افزایشِ ضریبِ نفوذ و اثربخشی.
• حفظِ همدلیِ عمومی: یادمان نرود پشت هر خبر، کودکی، مادری و خانهای است؛ این سپرِ ما در برابر عادیسازیِ جنایت است.
پیشنهاد میکنم چند کلام درد دل راجع به مهاجرت و وضعیت ایران را هم .
خلاصه: ما مثل شما از دلوجان با مردمِ غزهایم و از دیدنِ این صحنهها بغضمان میگیرد؛ اما اگر واقعاً میخواهیم اثر بگذاریم، باید صورتبندی غلوگونه و مغالطهآمیز را کنار بزنیم و بهجایش آگاهیِ دقیق + اقدامِ مؤثر را بنشانیم—نه تحمیلِ عذابوجدانِ کلی و توسل به بازیِ ملامت.
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
K1 in USA
۲۴ فروردین ۱۴۰۵، ۲۱:۱۰
غزه، مذهبیهای ساکن امریکا، عذاب وجدان و بازی ملامت
https://t.me/K1inUSAMultiMedia 🤓▫️▫️▫️🇮🇷🇺🇸
بخش ۱ از ۲
خانم منصوره مصطفیزاده (نویسنده کودک)، https://www.instagram.com/motherlydays?igsh=NTc4MTIwNjQ2YQ==: «یکی از سوالهای بیجواب من اینه که بچههای مذهبی و انقلابی که امریکا زندگی میکنن، از دیدن این تصویرها چه حسی دارن؟ از این که کار میکنن، تولید ثروت میکنن، مالیات میدن، و پول زحمتهاشون تبدیل میشه به چنین موشکی، که روی سر بچههای گرسنهی غزه فرود بیاد، اذیت نمیشن؟! جدی برام سواله...»
خواهر گرامی، ما—مثل تمام انسانهای باوجدان و اخلاقمدار—از آنچه بر مردم غزه میگذرد عمیقاً اندوهگینیم؛ صحنهها اشک به چشم و بغض در گلو میآورد. جنایاتی که جریان دارد، بانیانش را در صفِ روسیاهانِ تاریخ نشانده است. با این حال، اگر قرار است کاری از دستمان برآید، باید دقیق، منصفانه و مؤثر حرف بزنیم تا راهِ اقدام گم نشود.
بحث «پرداخت مالیات در امریکا» پیشتر از زوایای مختلف در همین کانال و از نظر شرعی، بر مبنای ، بلااشکال دانسته شده؛ اما اینجا میخواهم دربارهی وجه اخلاقی ماجرا و مغالطههای صورتبندی سؤالتان حرف بزنم.
گفته شده: پولِ کار و زحمت بچههای مذهبیِ مقیم امریکا تبدیل به موشک میشود که بر سر مردم غزه فرود میآید.
جمله طوری القا میکند که بین «کار این افراد» و «موشک» رابطهی مستقیم و انحصاری وجود دارد؛ حال آنکه چنین نیست. اولاً همهی درآمد این افراد به موشک تبدیل نمیشود؛ فقط بخشی از حقوقشان (بسته به درآمد و ایالت) بهعنوان مالیات کسر میشود و از همان هم بخشِ بزرگی صرفِ هزینههای داخلی (بازنشستگی، سلامت، آموزش و خدمات عمومی) میگردد. «هزینههای ارتش» سهمی مهم دارد اما حدود یکششمِ کل هزینههای فدرال است؛ کمکهای مرتبط با اسرائیل نیز—صرفنظر از نقدهای اخلاقی و سیاسیاش—در مقیاسِ بودجهی قریب به ۷ تریلیون دلاری فدرال عدد کوچکی است. افزون بر این، مالیاتهای ایالتی اساساً خرجِ همان ایالت میشود و ارتباط مستقیمی با بودجهی جنگیِ فدرال ندارد. از نظر اقتصاد هم پول جانشینپذیر است؛ نمیتوان برای هر دلار برچسب زد که «دقیقاً همان موشک شد».
خطاهای استدلالیتان را میآورم:
• پرسشِ بارگذاریشده (Loaded Question): از ابتدا پیشفرض «پول مذهبیها = موشک» در دل سؤال کار گذاشته شده است.
• تعمیمِ ناروا: یک جزء از مخارج (بخشی از بودجهی جنگی) به «کلِ درآمد» و «کلِ مالیات» تعمیم یافته است.
• قیاسِ معالفارق / یکیگرفتنِ عمل با پیامدِ دوردست: «پرداختِ مالیاتِ قانونی» همسنگِ «شلیکِ موشک» گرفته شده است.
• علتانگاریِ سادهانگارانه: فرایند چندمرحلهایِ بودجهریزی و تخصیص، به یک خطِ علتِ مستقیم تقلیل یافته است.
• مردِ پوشالی (Straw Man): یک تصویرِ فانتزی ساخته میشود: «آدم مذهبیِ مقیمِ امریکا پشتِ میزِ طراحیِ ارتش نشسته، موشک را دیزاین کرده، سرمایه را فراهم کرده و داده دستِ دوستِ مذهبیاش که تولید کند، بعد هم داده دستِ رفیقِ مذهبیِ انباردارش که بفرستد اسرائیل!» این کاریکاتور، نقشِ واقعیِ این افراد را تحریف میکند تا نقدش آسان شود.
• دوگانهسازیِ کاذب (False Dichotomy): یا «تولیدِ ثروت نکن» یا «شریکِ جنایت باش»؛ در حالیکه میان این دو، طیفی از کنشهای مدنی و خیریهایِ مشروع وجود دارد.
• گناه به وابستگی (Guilt by Association): مسئولیتِ تصمیمگیرانِ بودجه/سیاست خارجی به هر شهروندِ مالیاتدهنده سنجاق میشود.
آیا پدربزرگ شما که زمان شاه به دولت مالیات میداد و تولید ثروت میکرد، عذاب وجدان داشت؟ بالاخره با همینها مخارج ساواک و ارتش شاه تامین میشد. اینکه ما بخاطر وضع موجود ناراحت و معترض باشیم لازم است اما عذاب وجدان وقتی بوجود میآید که انسان بداند کار اشتباهی انجام داده. اگر مسلمانان، امریکا را بخاطر همین موضوع ترک و تلاش برای تغییر سیاستها و تاثیرگذاری بر جامعه را رها کنند، چه اتفاقی میافتد؟ وضع بهتر میشود؟
نه «کلِ تولیدِ ثروتِ مذهبیهای امریکا» خرجِ هواپیما و موشک میشود، و نه اگر فردا بگویند «ما دیگر کار نمیکنیم»، بودجهی نظامی کم میآید و چرخِ جنگ میایستد. بسیاری از همین بچهها—در کنار گروههای فراوانی از مردمِ امریکا—به سیاستهای جنگافروزانه معترضاند و راضی نیستند «یک سنت» از مالیاتشان صرفِ ظلم شود؛ اما راهِ درستِ تغییر، عذابوجدانسازیِ جمعی نیست.
اگر هم بنا بر بازیِ ملامت باشد، ما هم میتوانیم هزار اشکال بگیریم از بچهها و مسئولین مذهبیِ ساکنِ ایران که اشتباهات، کمکاریها و مشارکتهایشان یکی از عواملِ وضعیتِ فعلیِ کشور و بروز مظالم فراوان است؛ اما این مسیر هم به جایی نمیرسد و فقط انرژیِ جمعی را میسوزاند. ملامتدرمانی نه در امریکا راهگشاست، نه در ایران.
ادامه دارد...
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
K1 in USA
۱۳ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۳۷
ترویج ناامیدی و وضعیت کشور
#کیوان_ابراهیمی 🤓▫️▫️▫️🇮🇷🇺🇸
مخاطب:
سلام، میگم اگه جنگ شد و ایران نابود شد، شماها که منتقد هستید دیگه پیامهاتون رو واسه کی میذارید ماها که نابود شدیم رفتیم. اون موقع تمام خانواده و نزدیکان شما و بقیه مردم مردن، حس و حالتون تو آمریکا چطوری میشه؟
کیوان:
سلام
نمیدونم، مگه خدای نکرده قراره بمب هستهای بزنن؟
مخاطب:
والا شما و خیلیها مانند شما اونقدر ناامیدانه پیام میذارید این فکر میاد که ایران نابود میشه، کاش یک اپسیلون هم از خوبیهای ایران بگین، همهی نقدها در جای خود باید بررسی بشه و درست اما موارد مثبت هم خوبه بذارین. شما اون ور آب، به نیت اینکه کشور بهتر بشه دید نقادانه رو درست یا نادرست میگین و خیلی خوبه، اما اگر فقط از این حرفها بزنید، ناامیدی بیشتر و بیشتر میاد سراغ ماها. ممنون
کیوان:
پاسخ صوتیم رو از https://t.me/K1inUSA2 بشنوید.
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸
6,340
18
K1 in USA
۱۳ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۳۷
🎥 Video
برکات هیات محامی در امریکا #کیوان_ابراهیمی یکی از بچههای ایرانی ساکن شهرمون مدتی پیش مهاجرت معکوس کرد و از امریکا به ایران برگشت. به همراه خانواده و فرزندانش در تهران زندگی میکنه و استاد دانشگاه شریف شده. این ماه محرمی توی هیات محامی دیدمش که گفت برای…
4,330
38
K1 in USA
۱۳ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۳۷
🎥 Video
حسام آرمندهی (بنیانگذار دیوار): ما در ایران استعدادهای زیادی داشتیم که فراری دادیم. کسانیکه برای کسبوکارها مانع ایجاد میکنند سه دستهاند. برخی منافع اقتصادیشان این است که صاحبان این کسبوکارها را کنار بگذارند، تا خودشان مالکیتشان را بهدست بیاورند. برخی گول این افراد را میخورند. دسته سوم کسانی هستند که ماموریتشان این است؛ از این بابت که برای تضعیف جایگاه ایران در دنیا، کاری میکنند که با ایجاد ممانعت بر سر راه سرمایهگذاری خارجی در کشور، عملاً اقتصاد کشور ایزوله شود و از عرصهی تجارت جهانی حذف شود. با همه سختیهایی که در حوزه استارتآپی کشور وجود دارد، ایران جایی است که مزیتهای شبکهای اصلی و جدی را برای نیروهای بومی کشور دارد. من به امید فعالانه باور دارم. به نظر من باید بمانیم و کار کنیم حتی با سختی. در این حالت میتوانیم تغییر ایجاد کنیم.
مجید حسینینژاد (بنیانگذار علیبابا): از ترسهای ناخودآگاه من این است که وقتی خیلی در کشور اثرگذار بشوم به عنوان یک نفوذی تصویر شطرنجی از من در تلویزیون نشان دهند. یک «ما»یی در کشور وجود دارد که ما غیرخودیها عضو آن نیستیم. این افراد، شرکتهایی که خودی بودند را سعی کردند تقویت کنند، با اینحال هیچکدام از آنها موفق نشدند چون استارتآپها مثل صنایع سنتی نیستند که با خرید خط تولید کار انجام شود. این کار نیاز به نیروی انسانی توانمند دارد. اینکه اعلام کردند «دیوار» با حضور حسام آرمندهی اجازه ورود به بورس را ندارد به این معناست که خواهان از بین رفتن آن هستند؛ با این حال این شخص میگوید باید در ایران بمانیم و کار کنیم. موانعی که برای رشد شرکتها در کشور وجود دارد باعث شده است سرمایهگذار و نیروهای مجرب از آن دور شوند.
مشاهدات و روزنوشتههای دانشجویان و دانشآموختگان مسلمان ایرانی🇮🇷 از امریکا🇺🇸