آرته | Arrtah
خورشید قصههای ناگفته...
نشر آزاد آرته، خالق و حامی رمانهای قدرتمند فارسی برای خوانندگان حرفهای و کنجکاو که به کم راضی نمیشن.
#لیست_مطالب
مدیر ارشد: @Arrtah_manager
Follow @Artahoor to stay updated with the latest arrtah and arrtah_manager trends and news
هنوز هیچ نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر خود را به اشتراک میگذارید!
آخرین پستها
Arrtah
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۳۰
📷 Photo
نویسندهتون زمانی که توی داستان حکیم ربض، شانسی اسم هما رو برای دو جانشین آناهیتا روی زمین انتخاب کرد، هیچ نظری نداشت که یکی دو سال بعد توی یک دایرهالمعارف میخونه که بعضیها معتقدن که شهرزاد قصهگوی واقعی (که همراه خواهرش دینآزاد یا دینارزاد یا دنیازاد یا ارنواز، دو جانشین آناهیتا بودن) اسم اصلیش احتمالا همای بوده!
متاسفانه صبح است و زمان مناسبی برای عربده کشیدن و جامه دریدن نیست!
385
47
0
Arrtah
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۳۰
📎 File
حکیم ربض
「نویسنده: آرتهور
「ژانر: تاریخی / حماسی
•.•.•.•.•.•...........
•. فصل شصت و نهم، شاهزادهی برگشته .•
هما کمی دیگر گشت و سرانجام نگاه گیج و نگرانش را به چشمان ماهور دوخت. «ستارهش توی آسمون نیست.»
https://t.me/arrtahoor_shield🌱
「#sage_of_the_rabz」
「#حکیم_ربض」 「#آرته #آرتهور」
537
55
Arrtah
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۳۰
📷 Photo
فكر كردن را متوقف كن و مشكلاتت پايان مییابد.
چه تفاوتي ميان بله و نه وجود دارد؟
چه تفاوتي ميان شكست و پيروزي وجود دارد؟
آيا تو هم بايد آنچه ديگران مهم میدانند، مهم بداني
و آنچه آنها دوست ندارند، دوست نداشته باشي؟
چه مسخره!
ديگران بسيار هیجانزدهاند،
گويي در حال رژه رفتناند.
فقط من اهميتي نمیدهم،
فقط من نظري ندارم،
همانند نوزادي كه هنوز نمیتواند لحظهای لبخند بزند.
ديگران آنچه نياز دارند را مالکاند،
فقط من هستم كه چيزي ندارم،
فقط من هستم كه آوارهام؛
همانند كسي كه خانهای ندارد.
من به يك احمق میمانم كه ذهنش بهتمامی خالي است.
ديگران میدرخشند،
فقط من نوري ندارم.
ديگران باهوشاند،
فقط من گنگ هستم.
ديگران هدفي دارند،
فقط من نمیدانم.
من همانند موجي در اقيانوس سرگردانم
و در بیهدف به باد میمانم.
من با مردم عادي تفاوت دارم؛
من از سينه مادربزرگ شير مینوشم.
پندهای لائوتسه
https://t.me/arrtahoor_shield
「#لائوتسه 」 「#تائو 」 「#آرته 」
464
Arrtah
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۳۰
📷 Photo
فرزانه با خالي كردن ذهن مردم
آنها رهبري میکند
و با تضعيف جاهطلبیها
و تحكيم ارادهشان
درون آنها را غني میسازد.
او به آنها كمك میکند
تا از دانستهها و آرزوهاي خود خالي شوند
و در كساني كه تصور میکنند میدانند، سردرگمي به وجود میآورد.
پندهای لائوتسه
https://t.me/arrtahoor_shield
「#لائوتسه 」 「#تائو 」 「#آرته 」
561
21
Arrtah
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۳۰
📷 Photo
دختر ایران، جانشین آناهیتا روی زمین، نگهبان فر ایزدی، مادر شهود، دوندهی رویاها، سپندارمذگان روز توست، روزت خجسته باد.
509
66
Arrtah
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۳۰
📷 Photo
•១[sage of the Rabz]១•
حکیم ربض
「نویسنده: آرتهور
「ژانر: تاریخی / عاشقانه
خلاصهی داستان: ماهور، حکیم معروف نیشابور به پسری جوان و مرموز به اسم فواد کمک میکند تا بیماری برادرش را درمان کند بیآنکه بداند مریضش، ولیعهد کشور است. درمان شکست میخورد و ماهور و فواد ناخواسته درگیر مکافات سوقصد به جان ولیعهد میشوند.
https://t.me/arrtahoor_shield🌱https://t.me/arrtahoor_shieldhttps://t.me/arrtahoor_shield#sage_of_the_rabz」
「#حکیم_ربض」
「#آرته #آرتهور」
459
Arrtah
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۳۰
📷 Photo
وقتي مردم برخي چيزها را زيبا میدانند
چيزهاي ديگر زشت میشوند.
وقتي مردم بعضي چيزها را خوب میدانند
چيزهاي ديگر بد میشوند.
بودن و نبودن یکدیگر را میآفرینند.
سخت و ساده یکدیگر را پشتیباناند.
بلند و كوتاه یکدیگر را تعريف میکنند.
پستیوبلندی به یکدیگر وابستهاند.
قبل و بعد به دنبال هم میآیند.
بنابراين،
فرزانه بدون انجام دادن كاري عمل میکند
و بدون به زبان آوردن کلمهای آموزش میدهد.
اتفاقات رخ میدهند و او به آنها اجازهی روي دادن میدهد؛
موارد مختلف ناپديد میشوند و او به آنها اجازهی از بين رفتن میدهد.
او دارد، بدون آنکه مالك چيزي باشد،
عمل میکند، بدون آنکه انتظاري داشته باشد.
وقتي كارش به اتمام میرسد، آن را فراموش میکند.
به همين دليل براي هميشه جاويد باقي میماند.
پندهای لائوتسه
https://t.me/arrtahoor_shield
「#لائوتسه 」 「#تائو 」 「#آرته 」
462
Arrtah
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۳۰
📷 Photo
جستار چهارم: شادی در کنار مرگ
چطور میشود هم شاد بود و هم سوگ گرفت؟
زمانی که از شادی به مثابه وظیفهی اجتماعی حرف میزنم، منظورم این نیست که سوگ را فراموش کنیم. هیچوقت نباید مرحلهی سوگ را جا انداخت. روان ما به عزاداری نیاز دارد. ما عزا داریم و از این سوگ راه فراری نیست، نباید هم باشد.
شادی را با حواسپرتی یا عیش و نور و فرار از غم، اشتباه نگیرید. این اسمش عیاشیست نه شادی. اتفاقا شادیِ اصیل، مانا و حقیقی پس از شسته شدن قلب با اشک حزن مهمان دل میشود.
شادی که من از آن حرف میزنم، فقط با دیدن چهارتا کلیپ طنز و یک فیلم کمدی یا چند ساعت گیم زدن به دست نمیآید. شادی واقعی در کنار سوگ وقتی ظاهر میشود که ما وفادار باشیم.
وفادار هم به کسانی که خون دادند و کشته شدند، وفادار به حقیقت تلخی که نه تکذیب میشود و نه کمرنگ و عادی و هم وفاداری به خودمان.
وفاداری به خود واقعیمان.
متوجه شدی که این روزها خود قبلیات را گم کردی؟
در انتظاری، گویی زندگی نداری؟
برای همین است که باید به یاد بیاوری، باید از تاریکی تحمیلی ج ا عبور کنی و به نور خورشید برگردی. باید خود واقعیات را دوباره پیدا کنی.
https://t.me/arrtahoor_shield🌱
Arrtah
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۳۰
📷 Photo
تائويي كه بتوان آن را بر زبان آورد
تائوي جاودان نخواهد بود.
نامي كه بتوان آن را ذكر كرد
نامي ماندگار نخواهد بود.
آن چه نميتوان برايش نامي نهاد، حقيقت جاويد است.
رها از آرزوها ميتوان اسرار را درك كرد.
در بند آرزو تنها ميتوان جلوهها را ديد.
اسرار نهان و جلوهها عيان
هر دو از يك منبع اند.
اين منبع را تاريكي ناميدهاند.
تاريكي در تاريكي؛
دروازهي ورود به دنياي شناخت.
پندهای لائوتسه
https://t.me/arrtahoor_shield
「#لائوتسه 」 「#تائو 」 「#آرته 」
490
Arrtah
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۳۰
چرا فلسفهی تائو؟
در کل فلسفهی افلاطونی و غربی که جهان را به استعمار فکری خودش در آورده است، بر پایهی رابطهی خطی علت و معلول و تشخیص مفاهیم از راه تضاد و مقایسه است. شب در کنار روز معنا پیدا میکند و پیر در مقابل جوان و برای هرچیزی که در این جهان وجود دارد، به دنبال خالقی میگردد. چنین فلسفهای مغز را به شیوهای محدود تعلیم میدهد و آن را در چهارچوبهای علت و معلول و متضادها به دام میاندازد.
هرچند فلسفهی شرق کاملا برخلاف این است. نه لزوما برای هر موجودی، خالق و برای هر معلولی به دنبال علت میگردد و نه جهان را از طریق تضادها درک میکند. در چنین فلسفهای، شب نه در مقابل روز قرار میگیرد بلکه شب برابر با روز است و هیچ تفاوتی میان خوبی و بدی وجود ندارد.
کسانی که دستی در فلسفه دارند میداند که علوم روانشناختی و فلسفهی غرب و جهان تازه به آرامی پا به این جهانهای ناشناخته و عجیب اتحاد متضادها و گریز از علت و معلول گذاشته است آن هم به لطف پیشرفت علوم فیزیک کوانتوم و یافتن شواهدی که خارج از این قوانین علمی و فلسفی بدوی است اما لائوتسه کسی ست که 6 قرن پیش از میلاد، به چنین فلسفهی شگفت انگیزی اشاره کرده است.
شاید بتوان گفت لائوتسه اولین فیلسوفی ست که به جای هستی، فکرش تا کرانهی نامتنهای عدم و نیستی پیش رفته است.
مکانی که هرچیزی میتواند ممکن شود، حتی جادو!
https://t.me/arrtahoor_shield
「#لائوتسه 」 「#تائو 」 「#آرته 」