هنوز هیچ نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر خود را به اشتراک میگذارید!
آخرین پستها
𝖲𝖾𝗍𝗇𝖽𝖺🤍
۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۳۵
جهان ک شادی افرین بود..!🤩
4,810
897
0
𝖲𝖾𝗍𝗇𝖽𝖺🤍
۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۳۵
چجوری به بچه هامون بگیم وضعیت جوری بود که آرزوی جنگ داشتیم.
3,790
626
0
𝖲𝖾𝗍𝗇𝖽𝖺🤍
۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۳۵
یچیزی بگو، نمیدونم مثلا بگو برای توام راحت نبوده، بگو توام اندازه من ناراحتی، بگو کاش میشد همهچیو درست کرد، نمیدونم یه حرفی بزن یه صدایی در بیار، یه اهنگ یا پستیو برام بفرست بگو اینو دیدم یاد تو افتادم. بگو این حرفایِ من به توعه. اما یه کاری بکن، بگو توام بلاتکلیفی، کلافهای، بگو توام دلتنگی، بگو میخوای یچیزی بگی ولی نمیدونی چی، بگو باهام حرف داری ولی نمیدونی از کجا شروع کنی، نمیدونم یکاری بکن یچیزی بگو، ولی ولم نکن، تنهام نزار، نرو، بمون.
2,110
48
0
𝖲𝖾𝗍𝗇𝖽𝖺🤍
۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۳۵
من میخواستم کتابخونمو بسازم، گلامو آب بدم، اتاقمو جارو کنم، آشپزی کنم، شطرنج یاد بگیرم، برای زندگی ذوق داشته باشم.
اما الان ازم یه آدم سیاسی که بزرگتر از سنش بلده و میفهمه با دایره لغاتی سراسر فحش و ناسزا و چشمایی که با هر بار دیدن و به یاد آوردن اونایی که از من زیباتر، باهوشتر و با جرعتتر بودند خیس میشه مونده.
2,370
61
0
𝖲𝖾𝗍𝗇𝖽𝖺🤍
۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۳۵
من دقت کردم خانوم دخترای خوشگل همه اسلام ستیزن.
4,760
398
0
𝖲𝖾𝗍𝗇𝖽𝖺🤍
۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۳۵
🎥 Video
4,940
325
0
𝖲𝖾𝗍𝗇𝖽𝖺🤍
۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۳۵
https://t.me/BiChatBot
اگه میخواستی یچیزی که ناشناس به من بگی اون چی بود؟ناشناس بهم بگو💘🫠🖤
3,800
286
0
𝖲𝖾𝗍𝗇𝖽𝖺🤍
۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۳۵
خندیدم تا وانمود کنم حالم خوب است، گریستم تا سبک شوم، به خواب پناه بردم تا از رنج هایم بگریزم، اما بار غم، همچنان بر دوش جانم سنگینی میکرد.
4,230
259
0
𝖲𝖾𝗍𝗇𝖽𝖺🤍
۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۳۵
یاد گرفتم بعضی رابطهها شبیه بارونن، برای مدتی قشنگن، ولی اگه طولانی بشن همهچی رو خراب میکنن
یاد گرفتم همهچی موقته؛
غصه، خوشی و حتی آدمها.
تنها چیزی که میمونه خودتی و خاطراتی که ساختی.
یاد گرفتم بعضیا فقط مهمون یه فصل از کتاب زندگیمونن؛
زور نزنیم تا پایان کتاب بمونن.
4,810
418
0
𝖲𝖾𝗍𝗇𝖽𝖺🤍
۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۳۵
وای از اون روزی که جعبه سیاه این حکومت باز بشه و تازه اون لحظه میفهمیم چیزی که ما میدونیم فقط قطرهای از اقیانوس جنایتهای این حکومته.