هنوز هیچ نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر خود را به اشتراک میگذارید!
آخرین پستها
Elanote
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
دیروز انتخاب روتیشن ترم جدیدمون بود و این یه تلنگری بود یادم بیاره یک سال گذشت و داریم برای سال دومش انتخاب میکنیم
(با اینکه به طور کلی از روز اولی که به عنوان استاژر رفتم بیمارستان تا همین الان انگار خیلی زود گذشته ولی یک ماه اخیر واقعا اندازه ده سال گذشته و این هم به نوع خودش پارادوکسیه:)))
از دیروز مدام با خودم مرور میکنم که در این یک سال چیکارها کردم و کجا ها میتونست بهتر باشه ولی بعدش دیدم یک چیزی که هست اینه که گذشته ها گذشته حالا من هی بشینم غصه اینو بخورم که چرا فلان موقع چرا فلان کارو نکردم که الان احساس رضایت بیشتری داشته باشم فایده ای نداره تنها کاری که بتونم الان کنم اینه که برای نهایت یک هفته ۱۰روز دیگم(نهحتی بیشتر) یه کاری کنم.
واقعا فشارهایی که روی هممون بوده و هست خیلی زیاده لطفا و خواهشا خودتونو برای کارایی که ازش گذشته و نمیتونیم زمانو به عقب برگردونیم سرزنش نکنید
2,700
39
0
Elanote
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
ولی من هنوز لست سین ممبرا رو دارم نگاه میکنم و نگران last seen within a month ها:))))
2,510
51
0
Elanote
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
شاید برای خیلیاتون این موضوع دغدغه نباشه شاید درس خوندن الان اولویت اخر باشه میدونم ولی اینجا خیلیاتون علوم پزشکی اید و امتحانا داره برگزار میشه و خیلیاتون بابت درس خوندن در این شرایط برای امتحانتتون یا آزمونهای جامع پرسیدید
اگر شما متمرکز ترین انسان روی زمین هم باشید نمیشه تحت تاثیر قرار نگیرید و فکر کنید مثل قبل بدون هیچ تغییری بخونید ولی چند تا مساله میگم اگر امتحانتتون رو مجبورید بدید و پاس کنید و بخونید شاید کمکتون کنه
اول اینکه بپذیرید شرایط برای همه همینه با خودتون نجنگید به خاطر شرایطی که دستتون نبوده خودتونو سرزنش نکنید پذیرش این موضوع که همه تحت تاثیر گرفتن واقعا مهم ترین و اولین قدمه
دوم اینکه بهترین راه اینه صرفا در جو درس خوندن باشید الان نه وقت یادگیریه حتی اگر در طول ترم نخونید شاید وقت نمره های بالا گرفتنم نیست
صرفا وقت پاس کردن و یک نمره قابل قبول گرفتنه پس انتظارات آرمانی از خودتون رو یکم بیارید پایین و انتظارات قابل دسترس تر جایگزینش کنید و برنامه های حجیم و سنگین نریزید
سوم اینکه اگر نمیتونید “شروع کنید” از شب قبلش برنامه مبحثی بنویسید که من این مباحثو باید فردا تموم کنم میخواد توی یه ساعت باشه یا ده ساعت و فرداش تارگت های کوچیک زمانی بزارید مثلا نیم ساعت میخونم یه ربع استراحت میکنم به مرور ذهنتون عادت میکنه و زمانشو بیشتر میکنید
و در نهایت اگر تمرکز ندارید درس بخونید دو دقیقه میشنید پای درس ذهنتون هر جایی هست جز سر صفحه درس بلند درس خوندن درسته انرژی میگیره ولی تا حدی میتونه بهتر کنه
خیلی سخته با قلب شکسته، مغز از دست رفته و روح و روان ناسالم دنبال چیزهایی غیر از بقا باشی و بخوای به درس و امتحان و دانشگاه و آینده و…. فکر کنی ولی اگر تصمیمتون در نهایت این بود که مسیری که با هزاران امید و آرزو شروع کردید رو به پایان برسونید فقط به این فکر کنید که میدونم خیلیی شرایط غمانگیز و سخته ولی یادتون باشه شما یک تصمیمی رو گرفتید و صرفا صرفا صرفا مجبورید ،نه هیچ دلیل دیگه ای، که پای تصمیم خودتون باشید
Elanote
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
وقتی دیدم نفیسه میخواد جلسه بزاره برای کنکوری ها، احساس کردم وظیفمه در این روزها این حداقل کاری باشه که شاید بتونم انجام بدم و گفتم میشه منم حرف بزنم
با غم حرفایی زدم که اگر شاید خودم کنکوری بودم و یکی بهم میگفت اینا رو اون موقع جدیش نمیگرفتم ولی بعد این سال ها متوجه شدم که واقعا کنکور فرق داره، امتحانای دانشگاه تهش افتادنه تهش ترم دیگه برداشتنه ولی کنکور و نهایی ها با این وضعیت که هر سال یه تغییر جدیدی میکنه تهش خیلی پیچیده تره :))))))
3,190
35
0
Elanote
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
در این شرایط هرکسی به شیوه خودش میخواد سعی کنه کمک کنه به بقیه که این غم دسته جمعی، این بلاتکلیفی، این شرایط قابل تحمل تر شه
یکی بلده کانفیگ درست میکنه یکی میتونه جلسه رواندرمانی میزاره یکی با قلمش میتونه تو رو به فکر ببره و ….
منِ نوعی شاید هیچ کدومو بلد نیستم و شاید تنها کاری که ازم برمیاد همینه، صحبت کردن با قشری که عذاب وجدان درس خوندن دارن، تمرکز درس خوندن ندارن و مسیر زندگیشون ممکنه تغییر کنه
3,430
36
0
Elanote
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
از آخرین باری که توی ماشین پادکست روانشناسی طور گوش دادم خیلی وقته میگذره ولی الان حس میکنم هر روز و هر ثانیه نه نیاز به اهنگ دارم نه ویسای درسی و باید سوییچ کنم به همون پادکستها:))))))
3,460
17
0
Elanote
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
یه طوری شده که حتی استرس دو روز مونده به امتحان هم باعث نمیشه به خودم بیام و جمعش کنم واقعا به یک درجه ای از بی تفاوتی رسیدم که برای خودمم غریبه:)))
3,620
50
0
Elanote
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
هیچ وقت فکرشو نمیکردم بابت اینکه شب امتحان از بی تفاوتی در اومدم و عمق فاجعه رو متوجه شدم خوشحال باشم
ولی زندگی باعث شد که حسرت عادی ترین احساس هایی که به جز غم تجربه میکنم رو بخورم حتی اگر استرس باشه و غصه ۷ جلسه باقی مونده ای که دوره نکردم،بیمارستانی که صبح باید قبل امتحان برم،امتحانی که عقب افتاد و مجبور شدم فرجه امتحان بعدیمو مجدد اینو بخونم نخورم
3,060
26
0
Elanote
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
شرایط هر روز غیرقابل پیشبینیتر میشه و همگی به طور جمعی دچار یک غم زیاد به همراه بلاتکلیفی ای هستیم که در تک تک ابعاد زندگیمون تاثیر گذاشته
کمتر کسی هست که ذهنش درگیر نباشه و بتونه به زندگی روتین قبلیش ادامه بده و آرامش روح و روانش تبدیل به یک طوفانی متلاطم نشده باشه و جلوی زندگی عادیشو نگرفته باشه و بتونه همچنان با خیال آسوده به خودش و زندگیش فکر کنه
در این بین اگر فکر میکنید موضوعی هست که صحبت کردن دربارش بهتون کمک میکنه و من میتوتم در حد خودم دربارش صحبت کنم یا برم دربارش بخونم و بیام اینجا بگم توی دایرکت بهم بگید
2,290
26
0
Elanote
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
این روزها خیلی کم و سخت به تلگرام وصل میشم ولی هیچ چیزی برای گفتن ندارم یا شاید بهتره بگم انرژی ای برای حرف زدن ندارم
هر روز بیمارستان و کلاس ها و اینا همه هست و حتی عذاب وجدان میگیرم بیام بگم همچنان باید درس بخونم چون هیچ وقت هیچ امتحانی منتظر من نمونده و سریع پیش رفته
اصلا دوس ندارم بیام بگم خیلی همه چی گل و بلبله من چقد خوشحالم و چقد خوب دارم به زندگی کردن ادامه میدم که چون نیست
این اولین باری نیست که داریم غم دسته جمعی تجربه میکنیم ولی هیچ وقت این غمها عادی نمیشه
3,420
21
0
Elanote
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۴:۰۵
سلامم :))
3,120
20
0
Elanote
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۴:۰۵
من هستم و نگران لست سین هایی که دیگه ریسنتلی نشدن
سر وصل شدن هر کسی دارم ذوق میکنم
هیچ وقت حتی فکرشو نمیکردم یک روزی نگران لست سین تک تک ادم هایی که چه بشناسم چه نشناسم باشم.