ما روبرویِ مَرگ لبخند میزنیم
زیرا گریختن در شأن ما نبود.
660
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۴۲
انسان ذاتا موجود کسشریه، گربه خوبه.
638
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۴۲
📎 File
Sezen🖤
677
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۴۲
ما فرصتهای خوب زیادی رو برای مردن از دست دادیم.
686
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۱۶
📷 Photo
اگر زنده ماندم
1,190
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۱۶
ظرفها را شست، چراغ آشپزخانه را خاموش کرد،
همهچیز مرتب بود جز افکارش. فکرها، فکرها
مجالِ زندگی کردن را به او نمیدادند.
963
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۱۶
تو زیبایی؛
چو صلح در چشمانِ ملتی خسته از جنگ.
934
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۱۶
او را برای معالجهی جنون به آنجا سپرده بودند.
دیوانه نبود؛ بلکه بی اندازه رنج کشیده بود؛
تمام دردش همین بود.
1,010
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۱۶
خُفته است در تنم همه رگهای آرزو..
917
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۱۶
مواظب خودتون باشید 🫂
1,200
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۱۶
دلم خون بود،
میخواستم حرف بزنم،
دردودل کنم،
اما دهانم باز نمیشد.
- داستایفسکی
1,360
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۱۶
دیگه جنگ شروع شد مواظب خودتون و سلامتیتون باشید.
1,530
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۱۶
اینهمه بیدار موندیم تا پنج صبح، اینا تو ساعت اداری و کارمندی جنگ رو شروع کردن لاشیا
1,560
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۱۶
اینترنت داره قطع میشه
1,550
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۴۹
میدانم زندگی میگذرد، میدانم دردهایمان کمرنگ میشود. ولی عزیز من جوانیمان را از که پس بگیریم؟
1,590
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۴۹
میدانید، من رؤیابافم. از زندگی واقعی به قدری بیگانهام که مجبورم اینجور لحظههای بینظیر را دوباره در رؤیا بچشم. چون اینجور لحظهها چیزی است که در زندگیام خیلی کم پیش آمده.
- داستایوفسکی
1,520
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۴۹
«آزادی بر نان مقدم است.
آزادی بر همهچیز مقدم است...»
1,710
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۴۹
لازمه یکی حواسش بهت باشه مخصوصا وقتایی که خودت دیگه حواست به خودت نیست.
1,650
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۴۹
عشق حد وسط ندارد؛ یا نابودت میکند یا نجاتت میدهد.
1,620
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۴۹
«آنقدر داغ بر دلمان گذاشتهاند
که هرچه گریه میکنم، دریایی بر آتش سینهام درست نمیشود.»
1,710
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۴۹
بعضی وقتا هم اینجوریه که به خودت میای میبینی ساعت هاست داری فکر میکنی اما نمیدونی به چی.
1,710
0
0
دیگر دچارت نیستم.
۳۱ فروردین ۱۴۰۵، ۱۲:۴۵
نجات دهنده تو آینس؟ این حتی نمیتونه خوابشو تنظیم کنه.