این کانال توسط روشندل غفور سلیمانی کارشناس ارشد علوم سیاسی، مدرس دانشگاه و فعال فرهنگی مدیریت میگردد.
گزینگ در زبان کوردی به معنی
اولین تابش آفتاب می باشد
جهت ارتباط وارسال مطالب:
با آی دی زیر در ارتباط باشد:
@Ghaforsolaimani
@gzeng is a dedicated channel for ghaforsolaimani with regular updates in دسی (Desi)
هنوز هیچ نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر خود را به اشتراک میگذارید!
آخرین پستها
گزینگ
۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۵۹
سخنان "ماکسیم گورکی" نویسنده انقلابی روسیه در ۱۰۵ سال پیش!
در جهان سه گونه دزد هست
١- دزد معمولی
٢- دزد سیاسی
٣- دزد مذهبی
و اما دزدان معمولی کسانیاند که؛
پول،
کیف،
جیب،
ساعت،
زر و سیم،
وسایل خانه و.......شما را برای سیرکردن شکم خودشان و فرزندانشان میدزدند.
دزدان سیاسی کسانیاند که؛
آینده،
آرزوها،
رویاها،
کار،
زندگی،
حق،
حقوق،
دسترنج،
دستمزد،
تحصیلات،
توانایی،
اعتبار،
آبرو،
سرمایههای ملی شما
و حتی مالیات شما را میدزدند و چپاول میکنند!
و شما را در سیهروزی و بدبختی نگه میدارند...
دزدان مذهبی کسانی هستند که؛
این دنیای زیبایتان را،
جرات اندیشیدنتان را،
علم و دانشتان را،
عقل و خِردتان را،
جشن و شادمانیتان را،
سلامتی تن و روانتان را،
دارایی و مالتان را
و ...... میدزدند!
و تازه یک چیزهایی نیز به شما گران میفروشند!
مانند خدا،
دین،
بهشت،
خرافات،
جهل،
غم،
اندوه،
سوگواری،
افسردگی و............!
دزدان مذهبی با سخنان فریبنده ،
باغِ بهشت را به شما نشان می دهند
و دروغ میگویند،
میفریبند،
سواری میگیرند
شما را در فرومایگی ، فقر ، بدبختی ، نکبت و........
نگه میدارند!
تفاوت جالب اینها در اینست که؛
دزدان معمولی،
شما را انتخاب میکنند،
اما شما، دزدان سیاسی و دزدان مذهبی را خودتان انتخاب میکنید
و به آنها ارج میدهید و آنها را بزرگ میشمارید.
تفاوت دیگر و بزرگتر اینکه؛ دزدان معمولی؛
تحت تعقیب پلیس قرار میگیرند،
دستگیر میشوند،
شکنجه میشوند،
شلاق میخورند،
زندان میروند،
تحقیر میشوند و.......!
اما دزدان سیاسی و مذهبی؛
هر دو توسط قانون و پلیس حمایت و محافظت میشوند!
پست و مقام بالاتری می گیرند، زور میگویند،
ستم میکنند
و از شما طلبکار هم می شوند و.......!
🔰سخنرانی "ماكسيم گوركى" نويسنده نامدار روس در کانون نویسندگان روس در سال ۱۹۱۶ مسکو!!!
به کانال خبری فرهنگی گزینگ بپیوندیم
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید...
# حکومت دزدهای قانونمند
# باز نشر:
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید...
🟥 کانال گزینگ ⬅️
435
0
0
گزینگ
۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۵۹
#حکایت✏️
سلطانی دستور داد تا بگردند و یک نفر را که در حماقت از دیگران گوی سبقت را ربوده است ،پیدا کنند و به خدمتش بیاورند. ملازمان مدت ها گشتند تا بر حسب اتفاق شخصی را دیدند که بر شاخ درختی نشسته است و با تبری در دست به بیخ شاخه می زند تا آن را قطع کند.
ملازمان سلطان با خود گفتند از این شخص احمق تر یافت نمی شود. وی را گرفتند به خدمت سلطان بردند و عمل احمقانه اش را در مقابل خودش برای سلطان بازگو کردند.
آن شخص گفت: "احمق تر از من سلطان است که با دست خودش با تیشه ظلم و تعدی، رعیت خود را که بنیاد و بیخ درخت حکومتش هستند، قطع می کند."
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید...
🟥 کانال گزینگ ⬅️
444
7
0
گزینگ
۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۵۹
سید ابراهیم نبوی
من در کل دوره روزنامهنگاری عصر اصلاحات یک نوشته جدی چاپ کردم که در آن از انقلاب دفاعکردم و نوشتم که ما نباید کشور را علیه انقلابی که ملت بزرگ ایران کردند و حاصل آن جمهوری اسلامی بود، به اغتشاش بکشیم!
این نوشته را که مثلا خیلی محافظه کارانه با عنوان "پاسخ چماق سنگ نیست" و با اشاره به جمله مشابه این تیتر از مرحوم عزت الله سحابی نوشته بودم.
از قضا مورد بیشترین شکایت قرار گرفت و دادستان کلی در موردش توضیح داد که من چقدر ضدانقلاب هستم. من برای دفاع به مرتضوی گفتم: آیا دادگاه اجازه میدهد من برای توضیح این اتهام داستانی را تعریف کنم؟
مرتضوی گفت: این داستان واقعیت دارد یا خودت ساختی؟ گفتم: واقعیت دارد.
فکری کرد و گفت: بگو.
گفتم: در اوایل انقلاب آقای ناصر ملکمطیعی به دادگاه انقلاب احضار شد. نمیدانست چرا؟ با خودش فکر کرد، حتما خواهند گفت تو در فیلمها بیحرمتی کردی، عرق خوردی، کافه به هم ریختی، چاقوکشی کردی، به زن نامحرم نگاه کردی.
همه اینها را فکر کرد و غصه خورد و نیمهشب یادش آمد که نه! همه اینها به کنار، ولی من نقش امیر کبیر را هم در سلطان صاحبقران بازی کردم.
با خودش گفت، اگر به دادگاه رفتم و از من پرسیدند چرا نقش کسی را بازی کردی که در فیلمها بیحرمتی کرد و عرق خورد و چاقو کشید، خواهم گفت، من که فقط آن نقش را بازی نکردم، نقش امیرکبیر را هم بازی کردم، مردی که اقتصاد ایران را نجات داد، دارالفنون را افتتاح کرد و با استعمار مبارزه کرد.
با این فکر با خیال راحت صبح به دادگاه رفت و به محض باز شدن در دادگاه با قاضی مواجه شد.
قاضی گفت: آقای ملکمطیعی! شما متهم هستید که نقش امیر کبیر را بازی کردید، کسی که اقتصاد ایران را نابود کرد، کسی که با ایجاد دارالفنون پای تهاجم فرهنگی غرب را به ایران باز کرد و کسی که عامل استمرار استبداد و دیکتاتوری ستمشاهی ناصرالدین شاه بود.
ناصر ملکمطیعی در حالی که دستپاچه شده بود، گفت: نه قربان، من که فقط نقش امیر کبیر را بازی نکردم، من چاقوکشی کردم، عرق خوردم، کافه به هم ریختم، بیحرمتی کردم، به زن نامحرم نگاه کردم...
بعد گفتم: آقای مرتضوی من که فقط در این مقاله از انقلاب دفاع نکردم، من اِشاعه اکاذیب کردم، به مسئولان نظام اهانت کردم، من تشویش اذهان عمومی کردم...
این را که گفتم دادگاه از خنده منفجر شد!
""گیج شده ایم!؟"
یک حرکت اجتماعی در دنیا توسط ملتها رخ داده، که واقعا نمی دانیم اسمش چیست!؟
اگر در سال ۵۷ در ایران رخ دهد به آن انقلاب میگویند،
اگر همان اتفاق در سال ۸۸ رخ دهد به آن فتنه می گویند،
اگر در سال ۹۸ رخ دهد، به آن اغتشاش می گویند،
حال اگر در امریکا رخ دهد به آن اعتراض می گویند،
اگر در سوریه رخ دهد به آن توطئه مزدوران وهابی و اسراییلی جهت براندازی حکومت اسد می گویند!
"واقعا گیج شده ایم”
به هجوم به مغازه ها در امریکا، تلویزیون ایران اعتراضات مردمی میگویند،
اما معترضین به نداشتن آب در غیزانیه خوزستان و معترضین به گران شدن یکباره بنزین در ایران را، اغتشاشگر و منافق می نامند!
حمله معترضین و آتش زدن ماشینهای پلیس در آمریکا..... خبرنگار صداوسیما: ماشینهای پلیس در آتش خشم معترضین همچنان میسوزند،
آتش زدن سطلهای زباله در اعتراضات مردمی ایران برای ایجاد دود بخاطر بی اثر کردن گاز اشک آور....
گزارش صداوسیما:
آشوبگران دست به تخریب گسترده اموال عمومی زدند!
چی بگم والا!؟
"واقعا گیج شده ایم"
جا دارد از دکتر! عباسی و استاد! رایفیپور و پروفسور ازغدی! و استاد سخن حدادعادل، خواهش کنیم تعاریف رفتارهای فوق را تبیین و مشخص بفرمایند.
خداییش ما که گیج شدیم.
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید...
🟥 کانال گزینگ ⬅️
گزینگ
۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۵۹
📷 Photo
«عزیز نسین» نویسنده نامی و طنز پرداز ترک که سال ها زندانی سیاسی در ترکیه بود و جانش را نیز بخاطر روشنگری های سیاسی و اجتماعی اش از دست داد، در یکی از نوشته هایش می نویسد:
بعنوان یک خبرنگار سفری به هندوستان داشتم. سوار قطاری شده بودیم، ناگهان قطار به طرز وحشتناکی ترمز کرد و ایستاد، سراسیمه پایین آمدیم و من دیدم گاوی فربه روی ریل نشسته و مانع حرکت قطار شده...! به راهنمای هندی خودم گفتم چرا کسی گاو را از روی ریل خارج نمی کند تا راه قطار باز شود؟ او گفت: گاو مقدس است و کسی نمیتواند مزاحمش شود...! گفتم پس چاره چیست؟ گفت: باید آنقدر صبر کنیم تا گاو با میل خودش ریل را ترک کند! گفتم یعنی یک گاو جلو حرکت قطاری را تا هر وقت بخواهد می گیرد و کسی مانعش نمی شود؟ گفت: آری، گاو مقدس است...!
و من دانستم در جوامع عقب مانده هم افراد و عقاید بظاهر مقدس، جلو ریل حرکت قطار جامعه شان نشسته اند و با وجود آنها، هیچکس جرات نمی کند آنها را از روی ریل خارج سازد...!
#تلنگر
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید...
820
گزینگ
۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۵۹
📖 دزد و خرس
شخصی به باغ خود رفت.
دزدی و خرسی را در باغ دید.
دزد را زد.
دزد گفت آخر من از خرس کمتر نیستم که مرا می زنی و خرس را نمی زنی.
شخص گفت خرس مسکین می خورد، اما تو می خوری و می بری.
📚 منبع: رساله دلگشا، عبید زاکانی:
# مسؤولین نظام جمهوری اسلامی هم میخورند و هم میبرند!!!
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید...
🟥 کانال گزینگ ⬅️
572
5
0
گزینگ
۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۵۹
🔴زمان آزاد از اضطرار مالی
✍نکته روز: افشین پناهی- نویسنده
🔸یعنی زمانی که مجبور نیستید فقط برای بقا کار کنید. یعنی زمانی که به علت غنای درونی ،تربیت درست فرهنگی، در کتابخانه به سر می برید .بالیده می شوید و جامعه را آزار نمی دهید! پولی که ماحصل رنج شماست چنانچه صرفاً خرج زنده ماندن شده باشد ، این سبک زندگی با زندگی در ندامتگاه آشویتس چندان توفیری ندارد. چنانچه در زندگی ، اموری همچون کتابخوانی ، سفر ،کارهای عام المنفعه و هدیه دادن به افراد غریبه حذف شده باشد،آن زندگی، قطعاً برای آزادی خواهان و نخبگان جامعه با مرگ برابر است.
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید...
🟥 کانال گزینگ ⬅️
507
0
0
گزینگ
۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۵۹
📷 Photo
🔴 تأکید عبدالله اوجالان بر پایان یافتن سیاست «انکار و نابودی» مردم کورد
🔸خبر: عبدالله اوجالان، رهبر دربند پ ک ک که از ۲۷ سال قبل در زندان امرالی محبوس است، در جدیدترین پیام خود تاکید کرد که فراخوان او صرفا برای پایان یافتن مبارزه مسلحانه از سوی پکک نبوده است بلکه هدف از انتشار آن ایجاد جمهوری دموکراتیک و آزادی ملیتها است؛ وی اعلام کرد که مبارزه بدون خشونت ادامه خواهد داشت.وی در بخشی از پیام جدید خود بر پایان یافتن سیاست «انکار و نابودی» کوردها از سوی ترکیه تاکید کرد و خواستار تصویب قانون صلح شداوجالان بر شهروندی آزاد بر مبنای حاکمیت قانون تأکید کرد تا همه ملیتها، باورداشتها و اندیشهها اجازه بروز داشته باشند.اوجالان خواستار پایان یافتن تحمیل یک ملت بر سایر ملتها در ترکیه شد و اعلام کرد: «همانگونه که دین و زبان تحمیل نمیشوند، ملیت نیز نباید تحمیل شود.»وی بر آزادی سازماندهی ملتها، مذاهب و اندیشهها تاکید کرد و از دولت خواست که به تحول دموکراتیک پاسخ مثبت بدهد.
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید...
🟥 کانال گزینگ ⬅️
469
گزینگ
۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۵۹
🥀🍁
میرزا نعمت الله خان طالبی شاعر طناز اصفهانی حکایتی دارد شنیدنی. او میگوید در عصر ماضی؛ در شهر بلخ لطفی نامی بود که در بین مردم داوری می کرد ؛ من در اینجا یکی از بهترین قضاوت هایش را نقل داستان می کنم تا حساب کار بیاید دستتان…
دزد و قاضی
راویان گفتند : دزدی نابکار
رفت گِرد خانهای در شام تار
گربه آسا بر سر دیوار شد
نردۀ ایوان گرفت و دار شد
از قضا آن نرده خیلی سست بود
زود با دزد دغَل ، آمد فرود
دزد ، محکم خورد بر روی زمین
گشت خون آلود، از پا تا جبین
چونکه از آن خانه ناراضی برفت
لنگ لنگان ، تا بَرِ قاضی برفت
چون به قاضی گفت شرح حال خویش
قلب قاضی گشت از این قصّه ریش
گفت: میباید شود بالای دار
صاحب آن خانه ی بی اعتبار
آوریدش تا بپرسم کاو چرا ؟
کرده بر این دزد بیچاره جفا
پس بیاوردند صاحبخانه را
آن ز قانون نوین ، بیگانه را
چونکه قاضی خواند متن دادخواست
گفت : ای قاضی! مگو چون نارواست
نیست تقصیر من برگشته بخت
چوب آن شاید نبوده خوب و سخت
باید آن نجّار آید پای دار
چونکه او چوب بدی برده به کار
گفت قاضی: حرف او باشد درست
باید آن نجّار را ، فِی الفور جُست
گزمه ها رفتند و او را یافتند
زود سوی محکمه ، بشتافتند
مثل مرغ گیر کرده ، بین تور
در عدالتخانه بردندش به زور
کرد قاضی بد نگاهی سوی او
کز نگاهش سیخ شد هر موی او
گفت : ای نجّار ، مُردن حقّ توست
نرده میسازی چرا با چوب سست؟
گفت آن نجّار : هستم بی گناه
در قضاوت مینمایید اشتباه
چوب سست و بد کجا بردم به کار
بوده جنس نرده ، از چوب چنار
لیک وقتی نرده را ، میساختم
چون به محکم کاریاش پرداختم
ماهرویی کرد ، از آن جا عبور
جامه بر تن داشت همرنگ سمور
بس لباسش بود خوش رنگ و قشنگ
رفت از سر، هوش و از رُخ رفت، رنگ
چونکه من هم شاکیام از این عذاب
گو : بیاید او دهد ما را جواب
با نشانی ها که آن نجّار ، داد
گزمه ای آورد او را همچو باد
دید قاضی وه چه زیبا منظری ست
راستی کاو دلربا و دلبری ست
گفت: ای زیبا رخ و رنگین لباس
مایۀ اخلال در هوش و حواس
دانی از نجّار ، بُردی آبرو ؟
میخ ها را جا به جا کرده فرو
زآن لباس نو که بر تن کردهای
خلق را درگیر ، با من کردهای
در جواب او بگفت آن ماهرو :
هرچه میخواهد دل تنگت بگو
از قد و اندام و چشمان و دهان
بنده هم هستم به مثل دیگران
گر لباسم اندکی زیباتر است
پاسخش با مردمان دیگر است
رنگرز اینگونه رنگش کرده است
بیشتر از حد قشنگش کرده است
گفت آن قاضی: از این هم بگذرید
رنگرز را ، زود اینجا آورید
پس در آن دَم گزمه ها بشتافتند
رنگرز را ، در پسِ خُم یافتند
گزمهای سیلی بزد بر گوش او
جَست برق از گوش و از سر هوش او
گزمهای آنقدر گوشش را کشید
تا به نزد قاضی عادل رسید
چون سلام از رنگرز قاضی شنفت
نه جوابش داد ، با فریاد گفت:
جامه ی نسوان ملوّن میکنی؟
بنده را با دزد ، دشمن میکنی؟
هیچ میدانی طناب و چوب دار
هست بهر گردنت ، در انتظار؟
رنگرز با این سخن ، از هوش رفت
بر زمین افتاد و رنگ از روش رفت
گفت قاضی : زود بیرونش کنید
تا که بیهوش است، بر دارش زنید
گزمه ها بردند او را ، پای دار
تا بماند عدل و قانون ، پایدار
رنگرز چون روی کرسی ایستاد
گزمهای چشمش به قد او فتاد
داد زد : ای گزمگان! این نابکار
گردنش بالاتر است از چوب دار
گزمه چون اعدام را دشوار دید
بی تأمّل تا بر قاضی ، دوید
گفت: قربانت شوم، این بی تبار
کلّه اش بالاتر است از چوب دار
گفت قاضی: بردی از ما آبروی
زودتر یک فرد کوته تر ، بجوی
رنگرز پیدا نشد یک رنگ کار
یک نفر باید شود ، بالای دار
زودتر معدوم کن یک زنده را
تا که بربندیم ، این پرونده را
آری آن پرونده ، این سان بسته شد
(طالبی) بس کن که دستت خسته شد🍁🥀
منبع: کانال تلگرامی مهدینصیری.
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید...
# حکومت دزدهای قانونمند.
# باز نشر:
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید...
🟥 کانال گزینگ ⬅️
گزینگ
۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۵۹
طنزسیاهنمایی
گردو خاک الکی تا سرکیسهکردن پولکی!
👇👇👇👇👇
گفت: شرکت توزیع برق میخواهد ما را سرکیسه کند! نرخ الگوی مصرف را گذاشته؛ ۲۰۰ کیلو وات برق در ماه!!!
گفتم: خب،کار خوبی کردهاند. باید برای صرفهجویی نرخ اُلگویی تعیین کنند.
گفت: خب ،آدم ناحسابی! آدم نُخبه! مصرف فقط یک یخچال فریزر در ماه بیشتر از ۲۰۰ کیلو وات است!
گفتم: لابد مصرف یک ماه خانۀ خود را ملاک و معیار گرفته و برای جامعه الگوی مصرف تعیین کردهاند!
گفت: تو کجای کاری؟ مصرف برق خانۀ خودشان که مجّانی است !
لابد انتظار مسئولان این است که شبمان را با یک لامپ ۲۰ وات روشن کنیم و یخدان یونولیتی داشته باشیم و بادبزنی در دست بگیریم! اگر مسئولان دنبال بهانه میگردند تا دستشان را در جیب مردم کرده و همۀ کمبودها را از جیب ما جبران کنند،راست و مستقیم منظورشان را بگویند! دیگر چرا گرد و خاک الکی برپامیکنند؟!
گفتم: گردو خاک الکی یعنی چه؟!
گفت: میگویند یک روز صبح که حیوانات ساکن در کشتی نوح بیدار شدند، گرگ رو کرد به گوسفند و گفت:
امروز خیلی گرد و خاک میکنی! میخواهم بخورمت!
گوسفند گفت: عمو، انگار وسط آبیم ها! همه جا خیس است. گرد و خاک کجا بود؟اگر میخواهی مرا بخوری، بیا بخورم! چرا بهانۀ الکی میگیری؟
گفتم: باز هم سیاهنمایی کردی؟!
شفیعی_مطهر:
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید...
🟥 کانال گزینگ ⬅️
509
0
گزینگ
۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۵۹
pinned «این دنیا یک زندگی به مردم ایران بدهکار است اینروزها حال مردم خوب نیست نه فقط خوب نیست بلکه اصلا خوب نیست با هر کی صحبت میکنم گویی که طرف دنبال کسی بوده که حرف های تلنبار شده در دلش را بیرون بریزد. یکی از گرانی و تورم مینالد و دیگری از بیکاری فرزندان…»