هنوز هیچ نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر خود را به اشتراک میگذارید!
آخرین پستها
🦉 Owel | اووِل 💙
۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۴۷
۴۰ روز از اون فاجعه تروماتیک گذشت. این مدت برای شما چگونه گذشت؟ اگر مایل بودین این زیر از درون خودتون بنویسین 👇🏻
2,930
34
0
🦉 Owel | اووِل 💙
۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۴۷
عزیزانی که مایل به دریافت جلسات رواندرمانی با بنده هستن، میتونن به دستیارم پیام بنویسن
👉🏻 https://t.me/owel_admission
(برای این روزها تخفیف حمایتی هم در نظر گرفتیم)
2,590
17
0
🦉 Owel | اووِل 💙
۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۴۷
📷 Photo
- «بعد از اون اتفاقات کارم رو از دست دادم. خیلی نگرانم»
+ «مردم عزیزشون رو از دست دادن. تو به فکر کاری؟»
این دیالوگ این روزها زیاد شنیده میشه. اما،
شرایط تروماتیک میدان مسابقه نیست و
هیچ مدالی برای «بیشتر درد کشیدن» وجود نداره!
(برای ادامه روی متن زیر بزن)👇🏼
همه ما تحت تأثیر ترومای جمعی هستیم،
اما تجربه هر کدوم از ما متفاوته:
• برای یکی «از دست دادن عزیز» فاجعه است
• برای کسی «از دست دادن شغل و امنیت مالی»
• برای دیگری «از دست دادن امید به آینده»
• و برای بعضیها «دیدن جنایات و کشتهها»
وقتی دردها رو با هم مقایسه میکنیم یا کسی رو بابت «نوع دردش» سرزنش میکنیم، ناخواسته این پیام رو انتقال میدیم:
«دردِ تو اصلا مهم نیست، باید شرمنده بشی که ناراحتی»
قضاوت + مقایسه + سرزنش + انکار درد = شرم
درحالی که سیستم عصبی این گونه کار نمیکنه.
تحقیقات دانشمندان نشون میده که مغز ما به هر تهدیدی (چه جانی باشه، چه مالی) واکنشی یکسان نشون میده. و اون فعال کردن «سیستم بقا» است
وقتی کسی دردش را با ما به اشتراک میذاره، به شنیده شدن و درک شدن نیاز داره تا بتونه احساس امنیت بکنه.
مقایسه و انکار درد معمولا نتیجهای جز این نداره:
• افزایش ناامنی
• ایجاد شرم و بیارزشی
• قطع ارتباط انسانی
• و تنهایی بیشتر آدمها
علم روانشناسی رویکردی سازنده ارائه میده: «همدلی»
یعنی بپذیریم هم درد تو معتبره، هم درد من. این درد، مشترکه!
همدلی اثری مثبتی دارد:
✔ کاهش استرس
✔ افزایش احساس امنیت
✔ ایجاد همبستگی و اتحاد
✔ تقویت تابآوری فردی و جمعی
✔ کمک به عبور از بحران
فقط گفتن دو کلمه «میفهمم، سخته»
میتونه آغاز ترمیم باشه.
یادمون باشه:
یک ترومای جمعی با همبستگی جمعی ترمیم میشه
و پیش نیاز همبستگی «همدلی» است
با احترام قلبی
اووِل | Owel
🦉
🦉 Owel | اووِل 💙
۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۴۷
۴۰ روز از اون فاجعه تروماتیک گذشت.
این مدت برای شما چگونه گذشت؟
اگر مایل بودین این زیر از درون خودتون بنویسین 👇🏻
3,440
55
0
🦉 Owel | اووِل 💙
۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۴۷
📷 Photo
این یعنی ناامیدی؟
پاسخ کوتاه: نه. این یعنی پذیرش واقعیت و آغاز یک مسیر نو
پاسخ کامل: (برای ادامه روی متن زیر بزن)👇🏼
ما نمیتونیم به گذشته برگردیم، اما میتونیم وضعیت اکنونمون رو بپذیریم و با شفقت به خود، قدمهایی کوچیک و رو به جلو برداریم. این قدمها لازمه واقعبینانه و بر اساس تواناییهای امروز ما باشن.
گاهی ذهنمون اصرار داره بگه
«اول باید حالم خوب بشه، بعد زندگی کنم»
اما تحقیقات دانشمندان نشون میده مسیر برعکسه. یعنی وقتی با حالِ نهچندان خوش نیز به زیستن ادامه داده و کارهایی که مهم و ارزشمند هستن رو انجام میدیم، بهتدریج احساس توانمندی برمیگرده.
وقتی ما با رویکردی خصمانه تلاش میکنیم حالمون خوب بشه، در اصل داریم احساساتمون رو سرکوب میکنیم. سرکوب احساسات منفی یک چرخه فرسایشی است که اونا رو تشدید میکنه.
اما وقتی دردها و فشارهایی که بدنمون تجربه میکنه رو درک میکنیم، و با رویکردی دلسوزانه نسبت به خود، احساساتمون رو میپذیریم، در کنار اون به زیستن ادامه میدیم، التیام رخ میده.
این سخن انگیزشی نیست، بلکه بیوشیمی سیستم عصبی است.
تحقیقات بهمون نشون میده رویکرد خصمانه با خود هورمون کورتیزول (استرس) رو افزایش میده و بدن رو در حالت بقا قرار میده.
اما رویکرد دلسوزانه هورمونهای التیام بخش مثل اوکسیتوسین (عشق) یا اندورفین (مسکن طبیعی) فعال میشن و بدن رو در حالت آرامش و امنیت قرار میده.
یکی از روشهای کاربردی در رویکرد روانشناسی ACT اینه که از خودت بپرسیم:
«با همین حال فعلی، مهمترین و ارزشمندترین کاری که میتونم انجام بدم، چیه؟»
دقت کن، نه بهترین کار، نه کاملترین یا بزرگترین کار. بلکه کاری که برات مهمه و توانایی انجامش رو داری.
این یعنی پذیرش
این یعنی توقف جنگ فرسایشی با خود
و صرف انرژی برای ساختن یک مسیر جدید.
یادت باشه:
هدف این نیست که با این کار حسات خوب بشه؛ هدف اینه که زندگی، حتی با حالِ نهچندان خوب، متوقف نشه.
با احترام قلبی
اووِل | Owel
🦉
🦉 Owel | اووِل 💙
۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۴۷
🦉 بدن ما طی هفتههای گذشته حجم عظیمی از فشارهای روانی و احساسات پیچیده رو تجربه کرده:
• شوک
• بیحسی و فریز شدن
• هوشیاری بیش از حد
• اضطراب شدید
• اندوه و اشکهای بیپایان
• خشم و پرخاشگری زیاد
از جمله علایم این فشارها هستن.
🔺 اکنون سیستم عصبی ما ظرفیت کافی نداره تا بتونه به تنهایی از عهده این ترومای جمعی بر بیاد. برای همین به یک فضای امن نیاز داره تا بتونه تحت حمایت یک گروه همدل، احساسات پیچیده رو پردازش کنه و تنظیم بشه.
✅ با همین هدف گروه حمایتی
«پناهِ اووِل» رو ایجاد کردم تا شما:
• در بحران امروز تنها نمونی
• تحت حمایت گروه باشی
• از فشار روانیت کاسته بشه
• احساساتت رو تنظیم کنی
• و تابآوریت بیشتر بشه
❌ «پناه اووِل» یک برنامه حمایتی و مداخله روانشناختی در بحران هست و هرگز جایگزین جلسات رواندرمان فردی یا تشخیص بالینی نیست. تمرکز ما روی حمایت عاطفی و بازتنظیم سیستم عصبی است.
☀️ فعالیت گروه شامل:
• گروه تلگرامی (به مدت ۱ ماه)
• ۲ جلسه آنلاین
(از طریق گوگل میت)
🇮🇷 شرکت در این برنامه برای همه آزاد و رایگان هست ❤️
و طی ارزیابی اولیه انجام میشه
اگر کسی رو میشناسین که حالش بده،
لطفا بهش بگین من کنارش هستم و دعوتش میکنم به «پناهِ اووِل»
❌ آپدیت مهم
ظرفیت برای تمام گروهها تکمیل شد.
با احترام قلبی
اووِل | Owel
👉🏼
3,500
46
🦉 Owel | اووِل 💙
۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۴۷
📷 Photo
این روزها خیلیها میگن:
«حوصله دیدن کسی رو ندارم»
این خودخواهی نیست. بلکه صدای بدنی است که زیر فشارهای روانی له شده و دیگه ظرفیت تحمل تنشهای جدید رو نداره
و علم میگه در این وضعیت Co-regulation التیامبخش هست. (برای ادامه روی متن زیر بزن)👇🏼
یه گوشی همراه رو تصور کن, که باهاش بازی گرافیکی سنگینی اجرا میکنی. سختافزار گوشی با پردازشش سریع داغ میکنه
و باتری به ۵٪ میرسه.
همین اتفاق برای بدن ما نیز افتاده. طی هفتههای گذشته حجم عظیمی از درد جمعی رو پردازش کرده:
- هزاران تصویر هولناک
- داستانهای غمانگیز
- و خبرهای تکاندهنده
در این وضعیت ذهنِ خسته ارتباطات رو منبع تنش میبینه:
- فرد باید خوشحال باشه
- خودش رو قوی نشون بده
- در بحثهای سیاسی استدلال کنه
- رفتارش رو کنترل کنه تا کسی دلخور نشه
وقتی بدن ظرفیت کافی برای پردازش این فشارها نداشته باشه، راهحل ناخودآگاه میشه: «اجتناب کامل از دیگران»
تنهایی در کوتاه مدت امنه. چون:
- نیازی نیست نقاب بزنی
- چیزی رو توضیح بدی
- کسی رو قانع کنی
- یا خودت رو کنترل کنی
اما تحقیقات ۱۰ ساله Cacioppo و Hawkley روی بیش از ۲هزار نفر نشون داده که انزوای اجتماعی در طولانیمدت به اندازه کشیدن ۱۵ سیگار در روز برای سلامت مضره
سیمکشی عصبی ما برای ارتباطات تکامل پیدا کرده، نه تنهایی.
تنهایی باعث میشه:
کورتیزول (استرس) بالا بره
التهاب عصبی ایجاد بشه
توانایی تنظیم عاطفی کم بشه
🌱 اینجاست که روانشناسی روشی به نام تنظیم مشترک (Co-regulation) رو مطرح میکنه
خیلی خلاصه، «تنظیم مشترک» یعنی:
"بیا همدیگه رو تنظیم کنیم"
چگونه؟
من ۶ تا استراتژی ساده پیشنهاد میکنم:
1️⃣ ارتباط با افرادی که برای تو امن هستن
• قضاوت یا سرزنشی نیست
• حمایت دو طرفه و همدلی برقراره
• و همه میتونن بدون نگرانی احساساتشون رو بیان کنن
2️⃣ به جای افراد زیاد، با ۲ الی ۳ نفر ارتباط برقرار کن
3️⃣ به جای دیدارهای طولانی، ملاقات کوتاه داشته باش
(ارتباط حضوری به مجازی ترجیح داده میشه)
4️⃣ به جای بحثهای سنگین، گفتگوی همدلانه بکنین
ماهیت گفتگو باید بگه:
«تو این روزهای سخت، ما کنار همیم»
5️⃣ باهمدیگه کاری ارزشمند و معنادار انجام بدین
(مثل سوگواری یا کارهای خیرخواهانه)
6⃣ باهمدیگه تعاملهای غیر کلامی داشته باشین
(مثل پیادهروی یا تماشای فیلم)
7⃣ بین تنهایی و ارتباط تعادل برقرار کن
(این میتونه نسبت به شخصیت شما متغییر باشه)
⭐️ نکته پایانی:
این، درد «تو» نیست
بلکه درد «ما» هست
پس نباید اون رو به تنهایی به دوش بکشی
با احترام قلبی
اووِل | Owel
👉🏼
🦉 Owel | اووِل 💙
۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۴۷
📎 File
🎶 نزدیکترین موسیقیای که حال این روزهام رو میتونه وصف کنه، این قطعه سینا بطحایی هست.
چشمهایم را که میبندم
و دل میسپارم به ریتم و ملودی،
انگار جنگلی خیس از باران پاییزی
در قلبم جان میگیرد
اندوه،
همچو مه صبحگاهی
از درههای درونم بالا میآید؛
و خشم،
چو رعدی برنده
آسمان ذهنم را میشکافد؛
و نگرانی،
چو بادی سرگردان
شاخههای آشفته دلم را تکان میدهد.
و همانجا،
لابهلای آن آشوبِ درونیام،
بذری از امید
آرام و سمج
در خاک قلبم جوانه میزند.
ناگهان اشکهام سرازیر میشوند،
نه از این غم سیاه،
بلکه همچو برگهای پاییز
میدانند که سقوطشان
آغاز بهاری دگر است.
شاید آروم بگیرم
شاید آروم بگیرم
اگر مایل بودین شما هم از حال و روز خودتون این زیر برام بنویسین.
کانال موسیقیهای روانشناختی:
🦉 https://t.me/Owel_music
3,050
🦉 Owel | اووِل 💙
۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۴۷
📷 Photo
2,760
22
0
🦉 Owel | اووِل 💙
۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۴۷
و این قصه به پایان رسید.
چند سالی میهمان این خونه شدیم. هر گوشه اون برام یادآور لحظاتی است که برای شما و با شما هماوولیها گذشت.
«اووِل من» در همین خونه بزرگ شد و صداش رو به گوش شنوای «اووِل شما» رسوند.
دورههای «13.8»
«رقصنده در تاریکی»
«رشد هوشمند»
«پرواز کرگدن»
«جعبه ابزار توانمندی روانی»
سفرهای روانشناختی «جنگل» و «ژرفا»
و همه ورکشاپها در گوشه-گوشهی همین خونه زاده شدن. در همین بالکن و زیر این آسمان نیلگون بود که «۱۴ بینش زندگی» متولد شده و در قلب شما خونه کرد.
اینجا صرفاً برای من نبود. بلکه خونه مشترک ما هماوولیها بود. جسممون در نقاط متفاوتی از دنیا اما قلبمون زیر این بام تپید.
تپهها و درختانی که در تصاویر میبینین مانند چشمهای بودن که هر صبح با طلوع آفتاب روانم ازش سیراب میشد. منبع خلاقیت و الهامبخش زیستی، منبع انرژی و حرکت و تکاپو برای گرفتن دست انسانها.
اگر محتوایی از من به دست شما رسید که اثری مثبت ایجاد کرد، اون رو مدیون اینجاییم.
با اینکه از صبح درگیر حمل لوازم خونه بودم اما کل روز به یاد هزاران هموطنم بودم که دقیقاً یک ماه پیش جانشون رو فدا کردن. چه دردی کشیدن مادران و پدرانشون؟ یا همسران و فرزندانشون؟
و اکنون اینجام
با قلبی تکهتکه شده
در آستانه سفری نو.
آیا ما را آغوشی امن خواهد بود
تا رو شونههاش دلی سیر بگرییم؟
با احترام قلبی
اووِل | Owel
👉🏼