No reviews yet. Be the first to share your experience!
Latest Posts
FaridHub | فریدهاب
May 25, 2026, 02:28 PM
افسانهی جیوهی قرمز
——
از زمانهای دور، از مصر باستان گرفته تا آزمایشگاههای پروژهی منهتن و حتی تو غارهای عمیق افغانستان، بشر مدتهاست که دنبال یه مادهی اسرارآمیز میگرده: جیوهی قرمز. اما حقیقت این مادهی اسرار آمیز عجیبتر از داستانهاییه که دربارهش گفته میشه.
صحبت درباره جیوه قرمز از دهه ۷۰ میلادی شروع شد و کسی هم درست نمیدونه چطور و چرا، اما از اون زمان تا حالا داستانا و افسانههای زیادی براش ساختن. مثلا میگن تو مصر باستان استفاده میشده و اون رو میذاشتن تو دهن مومیاییها.
اما تابحال هیچ بشری جیوهی قرمز رو ندیده و لمس نکرده. دست کم هیچ نمونهای که از مراحل آزمایشگاهی عبور کرده باشه وجود نداشته. اما با تمامی این گفتهها، جیوهی قرمز فقط یه شایعهی اینترنتی یا یه داستان عامیانه نیست. قضیه یه کم پیچیدهتره.
زیاد پیش اومده که تو بالاترین سطح دولتها و ارتشها و بخصوص در دوران جنگ سرد دربارهش حرف زده شده. در واقع شهرت اصلی جیوهی قرمز بخاطر اینه که فکر میکنن جزئی مهم در ساخت یه سلاح فوقالعاده قوی باشه. برای همین بعضیا فکر میکنن جیوه قرمز اسم رمزیه برای یه مادهی دیگه.
از اواخر دهه ۷۰ که شایعه جیوه قرمز تو بازار سیاه اسلحه پیچید، مسئولین مجبور شدن بهش توجه کنن، حتی با وجود اینکه میدونستن که واقعیت نداره. پیش اومده خیلیها از این راه کلاهبرداری کردن و چیزایی رو به خریدار قالب کردن.
اینکه خیلیها هنوزم فکر میکنن جیوه سرخ واقعیه یه دلیل دیگه هم داره: شخصی به نام ساموئل تی کوهن. کوهن یکی از دانشمندای اصلی پروژه منهتن بود که تو ساخت بمب اتم دست داشت. کسی که بهش لقب پدر بمب نوترونی رو دادن.
آدمای کمی تو دنیا بودن که مثل کوهن درباره بمبهای اتمی اطلاعات داشته باشن. این آقا تو دهه ۹۰ که دیگه پیر شده بود، شروع کرد به حرف زدن درباره جیوه قرمز. بخاطر همین خیلیها باور کردن که چنین مادهای وجود داره. کوهن میگفت جیوه قرمز یه نوع ماده جدیده که ضربه رو تبدیل به گرما میکنه.
کوهن میگفت اگه یه ماده خیلی قوی از این نوع داشته باشی، میتونی همون شرایط ساخت بمب رو به شکلی سادهتر طراحی کنی و بمب هیدروژنی کوچیکی بسازی که تو کف دست جا میشه. با اینکه کوهن دانشمند معروف و با سوادی بود، تقریبا همه فیزیکدانهای دنیا میگن حرفهاش کاملا غلطه
و چنین مادهای نمیتونه چنین ویژگیهایی داشته باشه. انرژیای که حتی یه ماده کاملا بینقص بالوتکنیک میتونه آزاد کنه، بازم برای روشن کردن بمب هیدروژنی کافی نیست. اما خب جریان چیه بالاخره؟ یه ایده اینه که جیوه قرمز یه دروغ تبلیغاتی از طرف شوروی در دوران جنگ سرد بوده
تا آمریکاییهایی رو از این بترسونه که روسها میتونن بمبهای کوچیک رو هرجا و هر وقت که خواستن استفاده کنن. این نظریه منطقیه و شوروی هم احتمالا از بابت پخش شدن این شایعه خوشحال بوده. اما حالا که جنگ سرد تموم شده، شاید یه نسخه جدید از این دروغ وجود داشته باشه
و این بار آمریکا داره ازش استفاده میکنه تا تروریستها رو گیر بندازه. حالا این کار عمدی باشه یا نه، تا حالا که جواب داده. سال ۲۰۱۱ بود که یه گروه خنثی سازی بمب تو افغانستان دو مخزن از نیروهای ویژه اروپا تحویل گرفتن که میگفتن حاوی جیوه قرمز بودن.
متخصصهای آمریکایی در پایگاه هوایی بگرام این مخازن رو بررسی کردن، اما تو یکی جیوه معمولی بود و تو اون یکی هیچی نبود. حتی سال ۲۰۱۳ تو ترکیه خبر پیچید که سه نفر رو با یه کلاهک موشکی از جیوه قرمز دستگیر کردن.
بعدش یه خریدار اسلحه برای داعش با اسم رمز تمساح، چهار میلیون دلار برای خرید جیوه قرمز پیشنهاد داد. فروشندهای که بهش این سفارش رو داده بود، بیشتر از ۱ سال دنبال جیوه قرمز گشته بود. بهرحال اینم میتونه ترفندی باشه برای به دام انداختن ترویستها وقتی قصد خرید جیوهی قرمز رو دارن.
خود کوهن میگفت یه دروغ بزرگ پیرامون جیوه قرمز وجود داره. اما از نظرش، این دروغ از طرف آمریکاییهایی بود که میدونستن این ماده واقعیه ولی تکذیبش میکردن. کوهن میگفت همکارای سابقش در لس آلاموس این دروغ رو پخش کردن.
اما تئوری کوهن جواب نمیده. هیچ دلیلی نداره که وجود یه مادهای که هر دو طرف جنگ در اختیار دارنش رو تکذیب یا مخفی کرد. برعکس، باید افراد رو برای درست استفاده کردن یا نگهداری ازش آموزش داد و روشهایی به این منظور طراحی کرد.
اصلا نمیشه تصور کرد که یه راز به این بزرگی بین ارتشهای آمریکا و روسیه، شرکتهای تولیدکننده، دانشمندای سراسر دنیا، اساتید دانشگاه و بخشهای نظامی دارنده این سلاح مخفی باقی بمونه. ممکنه که کوهن خودش بخشی از یه دروغ بزرگ سازمانهای اطلاعاتی آمریکا بوده تا تروریستها رو گیر بندازه.
11,400
75
0
FaridHub | فریدهاب
May 25, 2026, 02:28 PM
در کل هرچند مدرکی در این باره وجود نداره و کوهن هم هرگز تا قبل از مرگش در سال ۲۰۱۰ اعترافی نکرد، اما خب این داستان با خیلی از واقعیتها جور در میاد. با اینکه خیلیها به کوهن به خاطر حرفاش خندیدن، اما خودش طرفدار صلح و ضد تروریسم بود.
و شاید هدف مهمترش این بود که تروریستهای بینالمللی و پولدار دستگیر بشن. علاوه بر این، کوهن خیلی در مورد بمبهای اتمی میدونیست و حتما میدونست که این حرفاش اشتباهه. ولی کسایی که میتونستن حرفاش رو تکذیب کنن، این رو هم میدونستن که کوهن تو پروژههای فوق محرمانه دخیل بوده.
خیلی از همکارای کوهن هم همین نظر رو داشتن. جفری لوئیس، یه تحلیلگر ضد گسترش سلاحهای هستهای، به مجله نیویورک تایمز گفت: «نمیتونم بفهمم کدوم بخش از شخصیت کوهن فیزیکدانئه و کدوم بخشاش سیاستمدار.»
با این حال، کسایی که به جیوه سرخ اعتقاد دارن، همیشه کوهن رو بزرگترین شاهد نظریهشون میدونن. همه مقالههایی که درباره جیوه قرمز نوشته شده، از حرفهای کوهن استفاده میکنن، و اکثرا اشارهای به سوالبرانگیز بودن ادعاهای اون نمیکنن.
کوهن نه تنها طرفدار جیوه قرمز، که در ایجاد باور به اون خیلی هم موفق بود و خیلی خوب تونست این شایعه رو پخش کنه. حالا به هر دلیلی که در نظرش بوده.
مختصری بود از این منبع: https://skeptoid.com/episodes/4713
12,100
79
FaridHub | فریدهاب
May 25, 2026, 02:28 PM
مومیایی لنین صد ساله شد
——
صد سال و چند ماه از مومیایی شدن جسد ولادیمیر لنین میگذره. ولادیمیر لنین، اولین رهبر اتحاد جماهیر شوروی از زمان مرگش تو سال ۱۹۲۴ تا امروز توی تابوتی باز در مرکز مسکو خوابیده. انگار لنین هنوز توی تابوت بازش منتظر دفن شدنه و یه حضور شبحوار و مبهمی پیدا کرده.
لنین قبل از مرگش درخواست کرده بود که توی گورستانی کنار مادرش تو پتروگراد دفن بشه. بلافاصله بعد از مرگ لنین، نظرات مختلفی درباره محل و چگونگی دفناش داده شد. همسر لنین با مومیایی کردن و نمایش عمومی جسدش در میدان سرخ مخالف بود، اما در نهایت این نظر استالین بود که اجرا شد.
عاقبت در جولای ۱۹۲۴ بدن لنین مومیایی شد تا برای یه زندگی غیرعادی پس از مرگ آماده بشه. هرچند جسد خود استالین هم بعد از مرگش تو سال ۱۹۵۳ مومیایی شد و کنار لنین قرار داده شد، اما چند سال بعد از سخنرانی کوبنده خروشچف، سال ۱۹۶۱ جسدش رو از اونجا برداشتن.
اما مومیایی لنین به طرز شگفتآوری طی این سالها بادوام بوده و از تحولات مختلف امپراطوری شوروی و فروپاشی بعد از اون جون سالم به در برده. جسد مومیایی شدهی لنین فقط در دوران جنگ جهانی دوم برای اینکه آسیبی نبینده مدتی بطور موقت به یه جای دیگه منتقل شد.
با این اوصاف برای خیلیهایی که از جنایتهای کمونیسم اطلاع دارن شاید این سوال پیش بیاد که مردم روسیه معاصر چطور حاضر به نگهداشتن مومیایی لنین شدن؟ استدلال بعضی از متفکران روسی اینه که مردم روسیه بعد از فروپاشی شوروی دچار نوعی سوگواری کج و کوله شدن.
درسته که هم حکومت و هم مردم جنایات کمونیستها رو به رسمیت شناختن، ولی این موضوع تا حد زیادی تحریفشده باقی مونده. در کنار همه اینا هنوزم از قبر لنین بازدید و تجلیل میشه و این نشون میده که کنار اومدن با گذشته چقدر برای مردم روسیه کار پیچیدهایه.
نگهداری از جسد لنین به شکل مومیایی خودش روشنترین سند این موضوعه. درواقع با نگه داشتن این جسد که دیگه نه کاملا انسانه و نه کاملا مصنوعی، انگار تاریخ برای روسیه در زمان معلق مونده. اما چرا با اینکه خیلی از مجسمههای لنین خراب شدن، دفن کردن جسدش کار آسونی نیست؟
ژاک دریدا، فیلسوف فرانسوی معتقده که برای فهم این موضوع باید به اینکه گذشته به چه شکلهای ناخواستهای روی حال سایه میندازه فکر کرد. دریدا میراث شبحوار کارل مارکس و رابطه بین نسلهای گذشته و حال رو پررنگ میدونه و میگه
زندگی کردن در زمان حال یعنی زندگی کردن با میراثی که از گذشته مونده و « زندگی کردن با شبحها به این شکل میتونه یه جور سیاست حافظه، میراث و نسلها باشه.» دریدا معتقده این مدل «مردهپرستی» هم روی حضور چیزی که دیگه نیست و غایبه تمرکز میکنه.
همه حرف دریدا اینه که وقتی ما وارث گذشته هستیم، همه «بودن» ما قبل از هر چیز، به شکل ارثی به ما رسیده. یعنی هویت و ماهیتمون رو از گذشته میگیریم. احساسی که ما نسبت به خودمون داریم هم قبل از هر چیز به ما به ارث رسیده، چه اون رو دوست داشته باشیم یا نه.
دریدا این رو هم میگه که نحوه دریافت این میراث گذشته کاملا قابل تفسیره. بازدیدکنندههای مقبره لنین بیش از صد ساله که توی یه جور سوگواری وارونه گیر کردن و به جای دفن کردن لنین، اون رو به یه یادبود خیلی نمادین از زندگی و یه نشانه و سمبل خالص تبدیل کردن.
تصمیم خروشچف برای بازگشت به اصالت لنین بعد از دوران استالین باعث شد روح لنین ارج و منزلت حتی بیشتری هم پیدا کنه. میگفت استالین از اصول بنیادین لنینیسم و روح انقلاب منحرف شده بود. از دید خروشچف، لنین از استالین بالاتر بود، برای همین حضور فیزیکیاش میتونست
صرف نظر از همه تغییرات در رهبری سیاسی، حاکمیت دولت و حزب کمونیست رو زنده نگه داره. رهبران حزب تو روزهای تعطیل برای بزرگداشت انقلاب اکتبر و جنگ جهانی دوم کنار این آرامگاه تجمع میکردن. مقبره لنین برای تماشای رژهها به خصوص رژههای روز پیروزی هم مکان ایدئال حزب بود.
از اون زمان تا حالا، دانشمندای مرکز تحقیقات علمی و روشهای آموزشی در فناوریهای بیوشیمیایی کسایی هستن که نسل به نسل بقایای فیزیکی بدن لنین رو حفظ کردن. اینا هر ۱۸ ماه یه بار بدن لنین رو با روشهای پیچیدهی مرمت مومیایی، به مدت حداکثر دو ماه بازسازی میکنن.
این اصرار بر حفظ جسد لنین برای خیلیها معنای بزرگتری هم داشته. در دین ارتدوکس روسیه، شخصی قدیس محسوب میشه که بعد از مرگ جسدش تجزیه یا متعفن نشه و برای خیلیها این واقعیت که بدن لنین تجزیه نشده، ارتباط عجیبی با قدیس بودن اون پیدا کرده.
کیش لنینیسم به تداوم ارزشهای دولت شوروی کمک کرده، چون لنین نه تنها به عنوان اولین رهبر اتحاد جمایر شوروی مورد احترامه بلکه به صورت نمادین هم به انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و پیوستگی دولت روسیه با اتحاد جماهیر شوروی و همینطور به اصل و نسب دولت از زمان ایوان مخوف،
FaridHub | فریدهاب
May 25, 2026, 02:28 PM
پتر کبیر، و استالین تا ولادیمیر پوتین امروزی مرتبطه. این پیوستگی و ارتباط حتی بعد از انحلال شوروی و کودتا و دوران گذار به دموکراسی و خلاء قدرت ایجاد شده تو سال ۱۹۹۱ هم کمرنگ نشد. بعد از اینکه شهر لنینگراد به اسم اصلی خودش یعنی سن پترزبورگ برگشت،
بوریس یلتسین تو سال ۱۹۹۳ نگهبانان افتخاری مقبره رو حذف کرد و همینطور پیشنهاد داد که لنین رو دفن کنن و تو سال ۱۹۹۷ هم دوباره این موضوع رو مطرح کرد، اما با مخالفت نیروهای سیاسی مواجه شد. پوتین هم تا حالا دو بار تو سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۱۱ با حذف مومیایی لنین و خاک کردنش مخالفت کرده.
مقبره لنین نشون میده که گذشته اصلا گذشته نیست، بلکه میشه گذشته رو بر اساس منافع سیاسی معاصر از نو ساخت. مومیایی لنین قراره نماد نامیرای این باور باشه.
مختصری بود از: https://europeanmemories.net/magazine/lenins-mausoleum-a-haunted-house-on-red-square-1/
11,200
57
FaridHub | فریدهاب
May 25, 2026, 02:28 PM
🎥 Video
جوزف کمبل میگه مردم دنبال معنا در زندگی نیستن، فکر میکنن که دنبال معنا میگردن. میگه ما دنبال تجربهای از زنده بودنیم. کاری که باهاش حس کنیم زندهایم و هستیم. چیزی که باهاش جذبهی زنده بودن رو عملا احساس کنیم.
12,300
128
FaridHub | فریدهاب
May 25, 2026, 02:28 PM
📷 Photo
پادکست دن کارلین عالیه. هر اپیزودش حدود ۴ ساعته و متاسفانه هیچوقت نمیتونم تمومش کنم. آروم و شمرده حرف میزنه و موضوعای جذابی داره. اپیزودای ۵۶ تا ۵۸ این پادکست که حدود ۱۵ ساعته درباره امپراطوری هخامنشیانه. بینظیره.
King of kings episodes
12,100
73
FaridHub | فریدهاب
May 25, 2026, 02:28 PM
بنوساسان - دزدان ایران باستان
——
حوالی سال ۱۱۷۰ میلادی رو تو ذهنتون تصور کنید که رییس نگهبانای شب تو یکی از شهرای ایران بزرگ، با اون وسعت بزرگی که از نظر جغرافیایی داشت، داره تو کوچه پس کوچههای تاریک و خطرناک نگهبانی میده که یهو به دو سه نفر آدم مشکوک برمیخوره که دارن دم خونه یه تاجر پولدار میپلکن.
نگهبان فورا افرادش رو خبر میکنه و دستور میده که جیبهای این آدمای مشکوک رو بگردن. توی جیب خلافکارا یه شمع، یه دیلم، یه تیکه نون خشک، یه میخ آهنی، یه کیسه شن و یه لاکپشت زنده پیدا میکنن. اما بین تمام این چیزا نگهبان تنها با دیدن لاکپشت بیمعطلی دستور بازداشت اونا رو میده.اما چرا؟
شاید برای ما الان خندهدار به نظر برسه، ولی لاکپشت یه ابزار مهم برای دزدای ایران قدیم بوده. کاری که اونا میکردن این بوده که اول دیوار گلی خونه هدف رو با میخ سوراخ میکردن و بعد لاکپشت رو از توی سوراخ میفرستادن داخل تا اینطوری خونه رو زیر نظر بگیرن.
این اطلاعات رو ما از تاریخنگاران اون دوره میدونیم و میدونیم که این دزدا عضو یه گروه از ولگردها و شاعران دورهگرد و خلافکاران حرفهای بودن که رد پاشون تو دنیای زیرزمینی اسلام قرون وسطی پیدا میشه. به این گروه میگن بنو ساسان که حدود چند قرن فعال بودن.
بنو ساسان با تاکتیکهای خاص خودشون و زبان رمزیای که باهاش صحبت میکردن، یه روی پنهان و زیر زمینی دوران طلایی تمدن اسلامی بودن که توی تعدادی از نوشتههای به جا مونده از اون دوران، زندگی و اخلاق و روشهاشون توصیف شده و به دست ما رسیده.
کلیفورد بازورث یه مورخ انگلیسیه که به طور خاص روی گروه بنو ساسان مطالعه کرده و میگه این ابزارهای متنوع دزدی اتفاقا کاربردهای خیلی دقیقی داشتن. ماجراشم اینطوریه که دزدا اول دیوار رو با میخ آهنی سوراخ میکردن، یه سوراخ به اندازه کلهی انسان،
بعد یه تیکه پارچه به سر یه چوب میبستن و اون رو از تو سوراخ رد میکردن، چون اگه خود دزد سرشو تو سوراخ میکرد، ممکن بود صاحبخونه اون طرف دیوار با چوب دستی یا چماق یا شمشیر منتظرش باشه. دزد وقتی مطمئن میشد همه چی امن و امانه، یه شمع کوچیک رو روشن میکرده و روی پشت لاکپشت میچسبونده،
بعد اون رو از سوراخ وارد خونه میکرده. وقتی لاکپشت آروم آروم تو خونه میچرخیده، با این کارش روی وسایل داخل خونه نور مینداخته و اینا میتونستن ببینن چی تو خونهس. بعدش دزد از کیسه شنی که همراهش بوده استفاده میکرده و مشت مشت از اون رو میریخته تو خونه،
شاید برای اینکه ببینه کسی تو خونه متوجه حضورش میشه یا نه. و اگه صدایی نمیومد وارد خونه میشده و با خیال راحت دزدی میکرده. بعضی دزدا هم واسه اینکه صدای خودشون رو مخفی کنن یه تیکه نون خشک یا لوبیا رو بلند بلند میجویدن تا صاحبخونه فکر کنه این صدای گربهست که داره موش میخوره.
البته خیلی چیزا در مورد بنوساسان هنوزم مشخص و واضح نیست. دلیلشم اینه که دانش ما در مورد دنیای زیرزمینی دورهی خلافت اسلامی فقط از چندتا منبع باقیمونده به دست اومده. مثلاً معلوم نیست که بنو ساسان اسمشون رو از کجا آوردن. منابع باقیمونده دو روایت متناقض رو ذکر میکنن.
اولین روایت اینه که این خلافکارا پیرو یا «فرزندان» شخصی به اسم شیخ ساسان بودن که زمانی شاهزادهای ایرانی بوده و بعد از اینکه حق و حقوق اشرافیاش رو میخورن، به زندگی دورهگردی رو میاره. روایت دوم اینه که این اسم از «ساسانی» گرفته شده،
یعنی اسم سلسله فرمانروایی قدیم ایران که عربها تو اواسط قرن هفتم نابودش کردن. طبق این نظریه، حکومت این فاتحان بیگانه باعث شد که خیلی از ایرانیها به سطح طردشدگان و گدایان سقوط کنن و بعضیاشون مجبور میشن اینطوری امرارمعاش کنن (کتاب بازورث).
البته هیچ راهی برای دونستن اینکه کدوم یکی از این روایات درسته وجود نداره. تنها چیزی که میشه گفت اینه که اصطلاح «بنو ساسان» زمانی خیلی رایج بوده و برای توصیف مجرمهایی از هر نوع به کار میرفته و به نظر میرسه که بعضیها هم به داشتن این لقب افتخار هم میکردن.
بازورث عقیده داره که اعضای این گروه از اسلام و فرهنگ اسلامی به عنوان پوششی برای کاراشون استفاده میکردن. اونا ادعا میکردن که زاهد و عارفان و کارای خارقالعادهای میتونن انجام بدن. اینا بسته به مخاطبشون داستانای مختلفی از مسیحیت یا یهودیت هم تعریف میکردن
و براشون هم فرقی نمیکرد که از خلیفهی اول تعریف کنن یا از خلیفهی چهارم. مزه زبون طرف رو که میفهمیدن داستانشون رو تغییر میدادن. البته که بنو ساسان از این نظر صرفا معادل شرقی کلاهبردارایی بودن که همیشه تو همه فرهنگها و زیر پرچم همه دینها وجود داشتن.
FaridHub | فریدهاب
May 25, 2026, 02:28 PM
اسماعیل العثمانی تاریخدان عقیده داره که این پدیده بخاطر شهری شدن بوده. بغداد پایتخت خلافت عباسی تو دوران هارون الرشید (حدود ۷۶۳-۸۰۹) حدود نیم میلیون نفر جمعیت داشت و به اندازهی کافی بزرگ و ثروتمند بوده که میتونسته به خلافکارا فرصتهای متنوعی بده که حرفهای بشن.
اما عضویت تو گروه بنو ساسان بیشتر بر اساس عرف و عادت تعریف میشد تا تمایل به خلاف؛ العثمانی میگه که شاعرها، هر وقت حامی مالی خودشون رو از دست میدادن، به عضویت چنین گروههایی درمیومدن. خشنترهاشون بیشتر تو مناطق روستایی و حتی تو بیابونهای کمجمعیت فعال بودن.
برای مثال، شاهدزد شترها، شخصی به اسم شبان بن شیهاب، یه تکنیک جدید ابداع کرده بود که تو اون یه ظرف پر از کنههای خونخوار رو توی اردوگاه شترها رها میکرد. وقتی که کنه به جون شترها میفتاد و وحشتزده پراکنده میشدن، اون از فرصت استفاده میکرد و تا جایی که میتونست شتر میدزدید.
یا اعضای دیگر بنو ساسان برای اینکه خطر حمله سگهای نگهبان اونجا رو خنثی کنن، «بهشون یه مخلوط چسبناک از تفاله روغن و تارهای مو میدادن که دندونهاشون رو به هم میچسبوند و دهنشون رو قفل میکرد.» یه نویسندهی سوری همون دوران یه کتابی نوشت به اسم کشفالاسرار.
که توش از روش کار بنو ساسان نوشته تا به مردم درباره اونا هشدار بده. نویسنده این کتاب میگه که برای نوشتناش صدها اثر دیگه رو مطالعه کرده و تونسته فقط از بین حیلهها و ترفندایی که بنو ساسان برای دزدی از خونهها استفاده میکرده خودش به شخصه ۶۰۰تا رو کشف کنه.
این کتاب اطلاعاتی هم درمورد بقیه انواع خلافکارا مثل جواهرسازهای کلاهبردار که به گفته نویسنده، ۴۷ راه مختلف برای ساختن الماس و زمرد تقلبی داشتن هم به خواننده میده و حتی از صرافهایی مینویسه که از انگشترهای مغناطیسی برای تغییر جهت عقربه ترازوهاشون استفاده میکردن
یا از ترازوهای دستکاری شده پر از جیوه استفاده میکردن که وزن طلای گذاشتهشده روشون رو به طور کاذبی بالا ببره. نهایتا اما اون چیزی که بیشتر از همه در مورد بنی ساسان جلب توجه میکنه، جامعیت اونهاست. تو یه سر طیف آدمای خشن و تبهکار قرار دارن،
که از آدمکشهای تمام عیار تا سارقین خونهها رو شامل میشه، آدمایی با اسامی عجیب و غریبی مثل صاحب بعج ملقب به «شکم پارهکن» یا صاحب ردخ ملقب به «خردکن» که مسافرای تنها رو تو جادهها دنبال میکرده و سر بزنگاه اونا رو خفت میکرده و مغزشون رو بین دوتا سنگ بزرگ و صاف متلاشی میکرده.
تو سر دیگه طیف هم شاعرها هستن، کسایی مثل ال-عکبری مرموز که فقط اینو در موردش میدونیم که کسیه که توی نوشتههاش صراحتا اعتراف کرده که نمیتونسته از راه فلسفهبافی یا شعر گفتن هیچ جور رزق و روزیای به دست بیاره و فقط از راه کلکبازی میتونسته زندگیش رو بگذرونه.»
منبع: https://www.smithsonianmag.com/history/islams-medieval-underworld-15821520/
FaridHub | فریدهاب
May 25, 2026, 02:28 PM
#معرفی_کتاب
—
it didn’t start with you
پیش میاد که شما هیچی از زندگی و گذشتهی والدین یا پدربزرگ/مادربزرگتون نمیدونید ولی زندگی و آسیبهایی که اونا تجربه کردن میتونه زندگی شما رو تحت تاثیر قرار بده. در واقع، آسیبهای گذشته میتونه منجر به الگوهای رفتاریای بشه که کاراکتر شما رو شکل میده.
برای همهی ما واضح و مبرهنه که مردم دوست ندارن از تجربیات دردناکشون حرف بزنن و معمولا بخاطر حفظ ظاهر اونا رو پنهان میکنن. با اینحال مهمه که یه راهی برای رفع اثرات مخرب این تروماهای خانوادگی پیدا کنیم چون اگر کاری نکنیم، این چرخهی معیوب نسل به نسل ادامه پیدا میکنه.
مثلا، مرگ کودک تازه به دنیا اومده برای یک زوج یک اتفاق دردناکه. اما اگه والدین از رویارویی با اون درد و شوک کنار نیان و احساساتشون رو سرکوب کنن، احتمالا اون تروما رو به فرزندشون که در آینده به دنیا میاد منتقل میکنن. تروماها میتونن روی بیولوژی ما تاثیرگذار باشند.
تحقیقات نشون میده که افکار و احساسات میتونن کدهای ژنتیکی یا DNA ما رو تغییر بدن. این یعنی شمایی که از تروما رنج میبری، ممکنه ژنهای آسیب دیدهت رو به فرزندانت منتقل کنی. تروما همچنین هورمونهای استرس رو تغییر میده و والدین میتونن این تغییرات رو به کودکان منتقل کنن.
در مجموع، تروما فقط یک فرد رو تحت تاثیر قرار نمیده، بلکه بطور بالقوه کل یک خانواده و چندین نسل رو تحت تاثیر قرار میده. ترسهای غیرمنطقی، عادات مخرب و احساسات عجیب و غریب رو همه تجربه کردیم ولی خیلی وقتا مقصر این تجربیات خود ما نیستیم.
اغلب چنین رفتارهای ناسالمی ناشی از آسیبهاییه که شما بطور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق خانواده تجربه کردین. چه اینکه والدین شما تو کودکی از هم جدا بشن و به روان شما آسیب بزنن یا پدربزرگ شما تو جنگ ترس بزرگی رو تجربه کرده باشه.
به طور خلاصه شما ممکنه علائمی از تروما رو در زندگی داشته باشیه که هیچ دخالتی در رخ دادن اونها نداشتید. ممکنه احساساتی رو تجربه کنید یا رفتارهایی از خودتون نشون بدید که نتیجهی هیچ رویداد خاصی در زندگی خود شما نیست. بلکه برای شما به ارث رسیده.
نویسنده اشاره میکنه به یکی از بیمارانش که به شدت از مرگ میترسید و ترس از فضای بسته داشت. دائما ناله میکرد که نمیتونم نفس بکشم و دارم میمیرم. هیچ اتفاق عجیبی در زندگی این شخص رخ نداده بود ولی وقتی گذشتهش رو بررسی کردن دیدن که
از بستگان خانوادهی مادرش در اتاقهای گاز نازیها به قتل رسیدن و اون کد ژنتیکی از اون فرد به چند نسل بعد از خودش منتقل پیدا کرده. نویسندهی این کتاب میگه اگه از تروما یا مشکلات عاطفی رنج میبرید، خیلی مهمه که سابقهی خانوادگی یا وقایق رخ داده در دوران کودکی خودتون رو بررسی کنید.
انجام این کار میتونه برای اون چیزی که در زندگی عاطفی شما امروز رخ میده توضیحی داشته باشه.
معرفی مختصری بود از کتاب It didn't start with you
https://www.amazon.com/Didnt-Start-You-Inherited-Family/dp/1101980389